Tag Archives: RealEmotionalStories

گوتام بودا از جنگ می گوید / The Buddha said on the subject of war

گوتام بودا از جنگ می گوید

The Buddha said on the subject of war

سلام. متن زیر از اینجا برداشته شده و به مناسبت روزهایی که پیش رو است تقدیم فارسی زبان ها و انگلیسی زبان ها می شود. باشد تا صبر، مهر و شفقت از یادمان نرود.

The following is from here and since the time is approaching, is offered to ALL Persian/English speaking people. May we not forget compassion, Patience and mercy, at all times.

From: “Etzion Becker”
To:
Date: Sat, 29 Jul 2006 10:44:22 +0200
Subject: [Baba] The Buddha said on the subject of war:

One day, Sinha, the general of the army, went to the Buddha and
said, ” I am a soldier, O Blessed One. I am appointed by the King
to enforce his laws and to wage his wars.

روزی سینها، ژنرال ارتش، نزد بودا رفت و گفت، “ای تبرک یافته، من توسط پادشاه گمارده شده ام تا قوانینش را اعمال و جنگ هایش را اداره کنم.

The Buddha teaches infinite love, kindness and compassion for all sufferers: Does the Buddha permit the punishment of the criminal?

بودا عشق بی پایان، شقفت و مهربانی را برای تمامی رنجدیدگان آموزش می دهد.

آیا بودا اجازه ی تنبیه مجرمان را می دهد؟

And also, does the Buddha declare that it is wrong to go to war for the protection of our homes, our wives, our children and our property?

و همچنین، آیا بودا اعلام می کند که جنگیدن برای محافظت از خانه ها، همسران، کودکان و اموالمان نادرست است؟

Does the Buddh teach the doctrine of complete self surrender?

Should I suffer the evil-doer to do what he pleases and yield submissively to him who threatens to take by violence what is my own?

آیا بودا نظریه ی تسلیم سازی کامل خود را آموزش می دهد؟

آیا من باید از عمل اهریمنی دیگری که هرچه بخواهد می کند در رنج باشم و
منفعلانه تسلیم
کسی شوم که مرا تهدید به گرفتن داشته هایم با خشونت می کند؟

Does the Buddha maintain that all strife including warfare
waged for a righteous cause should be forbidden?”
آیا بودا براین عقیده است که تمامی ستیزه ها،
شامل جنگ برای هدفی
نيكو بايد ممنوع باشد؟”


The Buddha replied, “He who deserves punishment must be
punished. And he who is worthy of favour must be favoured.

بودا پاسخ داد، “کسی که مستحق تنبیه است باید تنبیه شود.
و کسی که لیاقت مرحمت دارد باید مورد مرحمت قرار گیرد.

Do not do injury to any living being but be just,
filled with love and kindness.

به هیچ موجود زنده ای آزار نرسان، بلکه عادل باش، با عشق و مهربانی.

All warfare in which man tries to slay his brothers is lamentable.

تمام جنگ هایی که در آن انسان می کوشد تا برادرانش را کشتار کند اسفناک هستند.


Struggle must exist, for all life is a struggle of some kind.

مبارزه باید وجود داشته باشد، زیرا که تمامی زندگی نوعی از مبارزه است.

But make certain that you do not struggle in the interest of
self against truth and justice.

ولی مطمئن باش که برای منافع شخصی و علیه حقیقت و عدالت مبارزه نمی کنی.

He who struggles for peace and truth will have great
reward; even his defeat will be deemed a victory.
كسي كه برای صلح و حقیقت مبارزه می کند پاداشی عظیم خواهد داشت؛

حتی شکست او یک پیروزی انگاشته می شود.

“If a person goes to battle even for a righteous cause,
then Sinha, he must be prepared to be slain by his enemies
because death is the destiny of warriors.

سینها، اگر کسی برای هدفی نیک به مبارزه می رود، باید برای کشته شدن توسط دشمنانش آماده شده باشد، زیرا مرگ مقصد جنگجویان است.

And should his fate overtake him, he has no
reason to complain. But if he is victorious his success may be
deemed great, but no matter how great it is, the wheel of fortune
may turn again and bring his life down into the dust.

و اگر سرنوشتش براو وارد آید، دلیلی برای شکایت ندارد.

ولی اگر او پیروز شود، پیروزیش شاید بزرگ انگاشته شود، ولی هرچقدر هم که بزرگ باشد، چرخه ی اقبال باردیگر خواهد گردید و زندگیش را به خاک می کشاند.

However, if he moderates himself and extinguishes all hatred in his heart, if he lifts his down-trodden adversary up and says to him,
“Come now and make peace and let us be brothers,”
then he will gain a victory that is not a transient success;
for the fruits of that victory will remain forever.

بااین وجود، اگر او خویشتن را متعادل ساخته و تمامی نفرت را از دلش خاموش کرده باشد، اگر او دشمن ازپای درافتاده اش را بلند کند و به او بگوید، “اینک بیا و آشتی کن
و بگذار برادر باشیم”، آنگاه پیروزی او یک توفیق گذرا نیست.

زیرا که ثمرات این پیروزی برای ابد باقی خواهد ماند.


“Great is a successful general, Sinha, but he who conquers self is the
greater victor. This teaching o
f conquest of self, Sinha, is not taught
to destroy the lives of others, but to protect them.
سینها، یک ژنرال موفق فردی بزرگ است، ولی کسی که بر نفس خویش چیره شده باشد فاتح بزرگتری است. سینها، این آموزش چیرگی بر خود برای نابودکردن زندگی دیگران نیست، بلکه برای حفاظت از آنان است.

The person who has conquered himself is more fit to live, to be successful and to gain victories that is the person who is a slave of self.
کسی که خویشتن را چیره شده باشد برای زندگی کردن، برای موفق بودن و پیروز شدن شایسته تر از کسی است که برده ی خویشتن باشد.

The person whose mind is free from illusion of self,
will stand and not fall in the battle of life.
He whose intentions are righteousness and justice,
will meet with no failures.

فردی که ذهنش از توهم نفس رها است، در مبارزه ی زندگی پابرجا است و سقوط نمی کند.

کسی که نیتش نیکوکاری و عدالت باشد در این مبارزه بدون شکست باقی می ماند.

He will be successful in his enterprise and his success
will endure. He who harbours love of truth in his heart
will live and not suffer, for he has drunk the water of immortality.

او در اقدامات خود موفق است و توفیق او استوار است. کسی که عشق به حقیقت را در دل خویش پرورده است، زندگی می کند و رنج نمی کشد، زیرا که از آب حیات نوشیده است.

So struggle courageously and wisely.
Then you can be a soldier of Truth.”
بنابراین، با شهامت و خرد مبارزه کن.

آنگاه می توانی سرباز حقیقت باشی.”

برگردان: محسن خاتمی

<!–[if supportFields]> TIME @ “HH:mm” <![endif]–>‏00:11<!–[if supportFields]><![endif]–> / <!–[if supportFields]> DATE @ “dd/MM/yyyy” <![endif]–>‏08/01/2007<!–[if supportFields]><![endif]–>

مهرآباد/ هندوستان

2 Comments

Filed under MeherBaba, MyTranslations, Psychology

View from the balcony

taken with the mobile, sitting in the balcony, top floor, in Baba’s 9-Star Center in South Delhi…. what wonderful days/evenings…..Aug-sept 2006 Posted by Picasa

1 Comment

Filed under MeherBaba, Photos

In the rikshaw, on the way to train station, Delhi, Sept.05.2006

Jay Baba, taken with my mobile phone…. last day in Delhi, going HOME = Here….. Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', MeherBaba, Photos

with Katayun Ji, Mandali hall, meherazad, Dec.10.2006

Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos

mohsen in Hostle A, Meherabad Oct 2006

Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos

Virginia’s 90th Birthday, Oct.2006, New dining Hall, MPR

Leave a comment

Filed under MagicHill, MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos

On Mind and Non-organic beings! یک گپ دوستانه در مورد ذهن و موجودات غیرارگانیک

یک گپ دوستانه و سانسور شده در مورد ذهن و موجودات غیرارگانیک

13/12/2006 / 21:00

برخی از عزیزان می پرسند “کارت چیست؟”…. پاسخش دشوار است چون من یک کار نمی کنم و به کارهای مختلف مشغولم… مثلاٌ گپ زدن اینترنتی و نقش یک مشاور را بازی کردن، گاهی!”…. و گه گاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود، ناچیز” …”

Some dear ones ask me ‘what is your job?’….. Hard to answer… Hazrat Ali says ‘The Best Work is Fun’. Thanks to Baba, now I feel this.
در زیر کل گپی را که امروز صبح با یکی از دوستان اینترنتی داشتم برایتان آورده ام تا شاید برای کسانی که از خرافات و مزخرفات استادان قلابی و مال پرست در رنج هستند مفید افتد…. آمین

Following is an example of ONE of my ‘works’ (‘that which keeps me busy’) (no ‘business’!), AS a ‘consultant’ (unofficially, yet ACTUALLY!)…. Since it may have some ‘fun’ for you too (Education is also ‘best’ when it is FUN!), I translate it, in {…}, for the English speaking friends…. {Some parts are edited, for various practical/social/ reasons)

(it is a Yahoo chat session, dated TODAY!) Have fun:

Friend(12:21:43 khob hastid{Are you fine?}

Mohsen(12:21:59 بله عزيز/ يادم نيست {yes dear / do not remember (you)}

Friend(12:22:46 اخه من خيلي وقت هست كه مزاحم شمانشده ام{because it is a long time since I have disturbed you! ( a polite way of saying ‘we chatted’!!}

Mohsen(12:23:03 آشنايي بده { please give some clue}

Friend(12:23:46 من همان ….هستم كه …مشكل داشتم وشما راهمنمايي ام كرديد كه صبور باش وبه خدا توكل كن {I am the same ….who had problem with …….and you advised me to ‘be patient and trust God’}

Mohsen(12:24:14 آها/ توکل کردي؟ صبور بودي؟ هستي؟ ){Aha, Have you trusted? Were you patient?}

Friend(12:25:29 صبوربودم واوضاع ….داره بهتر ميشه رهايش كردم وبخداسپردمش (البته ازدرونم باعشق) والان 2 ماه هست كه به خانه نمي ايد ولي خداراشكر درحال ….هستش {I was patient and my ….‘s condition is getting better. I let go of …. and asked God to protect ….(of course with love and from within)… and now he has been away from home for 2 months, but thanks God he is on the way…}

Mohsen(12:25:54 شکر خدا/ بهش احساس گناه نده و ازش حمايت کن(Thanks God/ do not give ….guilt feeling and support ….}

Friend(اقاي خاتمي عزيز من باذهن بيمارخودم خيلي مشكل دارم{dear Mr. Khatami, I have much problem with my own sick mind}

Friend(12:26:26 تازه دارم ميفهمم كه من از….م بيمارترم {Now I know that I am more sick than my ….!}

Friend(12:26:45 ولي نمي خواهم به قرص ارام بخش پناه ببرم{but i do not like to take shelter in tranquillisers}

Mohsen(12:27:00 احسنت/ شروع شفا همين تشخيص بيماري است/ نگران نباش/ خودت را دوست بدار و خداوند را(Bravo / beginning of the healing is recognizing the disease}

Friend(12:27:59 زماني كه هيچ كاري انجام نميدهم يعني ذهن وقت پرسه زدن دارد بدترين لحظات براي من است {when I do not do anything, means when the mind has time to wander, it is my worse moments for me}

Friend(12:28:41 مي خواهم ازقدرت درونم براي درمان خودم (ذهن بيمار) استفاده كنم{I like to use my inner power for self-healing (the sick mind)}

Mohsen(12:29:27 بله/ در آن وقت بيا به قلبت و احساس هاي مثبت و منفي را تماشا کن و يا کاري مثبت انجام بده/ شستن و پختن و….{yes/ at those moments, come to your heart and WATCH the positive and negative feelings, and or do something constructive: washing/cleaning/cooking…}

Friend(12:30:30 مثلا زمان خواب سخت ترين ودردناك ترين لحظات است {for example, sleeping time is the most difficult and painful time}

Mohsen(12:30:48 بله/ طبيعي است/ اوشو را ميخواني در آن وقت؟ {yes, it is natural/ Do you read ….. at that time?}

Friend(12:31:19 عصر ها بمدت 2الي 3 ساعت مطاله ميكنم{2-3 hours in the evening I read}
Mohsen(12:31:33 اوشو را؟ {who, Osho?}
Friend(12:31:51 بله اشو رامي خوانم {yes, I read Osho}

Friend(12:32:32 اقاي خاتمي ميخواهم يك اقراربكنم {Mr. Khatami, I want to have a confession}

Friend(12:33:07 {Do you have time to discuss this problem?} وقت داريد راجع به اين مسئله باشما صحبت كنم
Mohsen(12:33:21 بله عزيز/ بگو {Yes dear, tell me}

Friend(12:34:13 چندوقت پيش…..اشنا شدم ودرمدت اشنايي راجع به مشكلات وبيماريهايم باايشان صحبت كردم {Some time ago, I met a man,….., I told him about my problems and diseases.}

Friend(12:34:57 اين بنده خدا مرابه يك كلاس به نام فرادرماني( شبكه شعوركيهاني) معرفي كرد. {This servant of God introduced me to a class called “Beyond Therapy =Cosmic Consciousness Network”

Friend(12:35:37 نمي دانم شما اسم اين كلاس را شنيديد {Wonder if you have heard this name or not.}
Friend(12:35:57 استا د اين كلاس اقاي…..نام دارد{The master is called Mr….}

Friend(12:39:28 واين كلاس گفتن شماريشه اي درمان خواهيد شد {And in this class, he said you will be healed from the roots.}

Friend(12:39:54 ومن هم بدون تحقيق ومشورت با كسي به اين كلاس رفتم {And I went to this class, without investigation and consulting with anyone.}

Friend(12:40:24 درابتدا راجع به مسائلي صحبت مي كردند كه همه انها رامن دركتابهاي اشو خوانده بودم {In the beginning they talked about issues that I had read them all in Osho’s books.}

Mohsen(12:43:27 چقدر شهريه دادي؟ {How much was the fee?}
Friend(12:43:54 ترم اول 45000 تومان 4جلسه (First term, 4 sessions, 45000 Toman =450’000 Rls

Friend(12:44:11 شهريه مهم نيست (The fee is not important}
Mohsen(12:44:17 چه نتيجه اي گرفتي تا حالا؟ {What results you have got, so far?}

Friend(12:44:22 من درانتهاي جلسه سوم رواني شدم {I freaked out at the end of third session}
Mohsen(12:44:30 بعدش چي؟ {What after?}

Friend(12:45:16 انها راجع به موجودات غيرارگانيك (جن . ديو. بختك. ال) براي من صحبت كردند {They talked about the ‘Non-organic Beings’, Jennies, giants, bakhtaks, Aals,..}

Friend(12:45:34 وابراز داشتند كه من الوده به يكي ازاين موجودات مي باشم {And they told me that I am contaminated with one of these beings}
Friend(12:46:07 وتمام بيماريهاي ذهني وجسمي .حتي … سالگي من مبتلاشده ام {And all my mental and physical problems, even my …which I got at the age of…. ,}
Friend(12:46:27 مسببش موجودات غيرارگانيك مي باشد {…These non-organic being are responsible for them.

Mohsen(12:47:01 خوب / راه چاره را هم گفتند؟ {ok. Did they talk about the remedy too?}
Friend(12:47:23 يك روش داشتند به نام ارتباط وكلمه هوشمندي . من . نام بيمارراذكر مي كردند و بيماررادرحلقه قرارمي دادند {They had a method called ‘communication’ and a word, ‘intelligence’. They called the name of the patient, me, and they put me inside a circle.}

Friend(12:48:33 من موقع گرفتن ارتباط تصاويرخيلي وحشتناك را مي ديدم { And one day, I saw …….. VERY frightening.}

Friend(12:48:44 وقتي جريان رابراي استاد تعريف كردم {when I told the story for the master,}
Friend(12:49:03 گفتند بايد سريع به كلاس ترم 2 يعني تشعشع دفاعي بروي {he said ‘you must immediately go to the Term 2’, meaning The Defensive Radiation class.

Mohsen(12:49:22 شهريه آن چقدر است؟ (How much is this class’ fee?}
Friend(12:49:59
Mohsen عجب/ شايد راه هاي کم خطر ديگري هم باشه{Wow, may be there are cheaper ways, too}

Friend(12:50:45 ابراز كردند دركلاس تشعشع دفاعي ايشان تيري بسوي موجودات پرتاب ميكنند

{They said that in the Defensive Radiation classes, he will shoot an arrow toward such beings
Friend(12:51:18 وهمه موجودات شروع ميكنند شماراازار دادن and all these beings will start to hurt you….}

Mohsen(12:52:07 بعدش چي؟ {Then what?}
Friend(12:52:41 انها ميهمان شما هستند وبراي اينكه ميزبان راعاصي كنند …. شما بايد نترسي وادامه دهيد تااين موجودات ازشما دفع شود {“these are your guests and to hurt the host , they will make you ……, are all their function, and you must not fear and must continue, until you get rid of these beings.}

Friend(12:53:01 ممكن 1الي 2 سال زمان ببرد {“this may take one or two years!” They said!}
Mohsen(12:53:21 يعني چند ميليوني بايد هزينه کني تا تيرها به هدف بخوره؟ {It means that you must spend a few million, so their arrow hit the target!}

Friend(12:53:29 ومن هم كه هم درحال حاظر…..بودم
Friend(12:53:50 كم اوردم وديگر روحيه ام راباختم وحسابي ترسيده بودم {and since I was the … was at loss and lost my spirit and was really scared.}
Mohsen(12:54:12 بله/ ترس بهترين وسيله ي پول درآوردن براي خيلي ها است {Yes, fear is the best means to make money for many people!}

Friend(12:54:13 به شدتي كه دوباره مثل زمان قديم به دعاو ثنا التماس به خدا روي اوردم{My fear was so intense, that I went praying and begging God, as before.}

Mohsen(12:54:36 فقط خدا درماني کن و هزينه ريالي هم نکن/ هزينه اش نفساني است {Do only God-therapy now, and do not spend money/ the cost of this, is the ego !}

Friend(12:55:00 تااينكه كتاب….. راخداوند بدستم رسيد {Until God sent me the book called ….

Friend(12:55:42 وتوسط ان كتاب فهميدم تمام ان موجودات توهمي است كه بابيان انها وفكركردن من درذهنم بوجود امده بود {and through that book, I understood that these beings are illusory, which by expressing and thinking about them, are created in my mind.}
Friend(12:56:17 اين كلاس درخيابان گاندي وبطورازاد فعاليت دارد
Friend(12:56:30 ودولت هم هيچ كاري به انها ندارد {This class is on Gandhi St. and is functioning freely. And the government has no objection to them.}

Mohsen(12:56:50 بله دولت خودش شياد است و براي همکاران آزادي هست {Yes, the government itself is The Charlatan and there is freedom for ‘the colleagues’!}

Friend(12:57:37 خيلي اسيب روحي وجسمي ديدم .تادوباره توانستم خودم راپيدا كنم{I suffered much, spiritually and physically, till I could find myself again.}

Mohsen(12:57:50 حالا پيدا کردي؟
Mohsen(12:57:56 پس مشکلي نداري {Have you found it now? Then, you have NO problem!}

Friend(12:58:17 الان فقط موقع خواب خيلي ضعيف ميشوم{Now, I have become very weak at sleeping time.}
Friend(12:58:31 تاسرگرم كار وتلاش هستم خوبم
Friend(12:58:43 خيلي حساس رنجور وضعيف شده ام {when I am busy working, I am ok, I have become very fragile and weak.}

Mohsen(12:59:06 از همان موقع براي تقويت شدن استفاده کن/ يک وزنه ي طبيعي = سنگ سنگين که حداقل چهار کيلو باشد انتخاب کن و شب ها بگذار روي ناف وازش انرژي بگير {Use THAT time for becoming strong/ put a natural weight = choose a heavy stone, at least 4 Kg, and put it at your navel area, at nights, and gain energy from it.}

Mohsen(12:59:21 دم و بازدم را هم مشاهده کن {Watch your inhalations and exhalations.}
Mohsen(01:00:00 {No problem, This situation will change/ IF you will and act.}عيب نداره/ اين وضعت تغيير مي کنه/ اگر بخواهي و عمل کني

Friend(01:00:07 ميشه كمي بيشتر توضيح دهيد {can you explain more?}
Mohsen(01:00:30 توضيح را فراموش کن و سنگ را پيدا کن/ بازهم ميگم/ {forget the explanations and find the stone! / I repeat it.}

Friend(01:00:44 چه نوع سنگي {What kind of stone?}
Mohsen(01:01:06 اگر کريستال طبيعي يا خام باشه بهتره ولي حتي آهن هم خوبه. باهاش نفس بکش براي تقويت اعتماد به نفس خوه {If it is a raw natural crystal, is better. But even Iron is good. Breath with it . It is good for self-esteem.}

Friend(01:01:17 وزنه مي شود {Can it be a weight-lifting (piece)?}
Mohsen(01:01:25 {Yes ANYTHING heavy} بله هرچيز سنگين

Mohsen(01:01:47 مي تواني در يک شال گرم بپيچي و بگذاري روي مراکز انرژي خودت {You can wrap it in a warm shawl and put it on your energy centres}

Friend(01:02:35 يعني روع ناف (means ON the naval?}
Mohsen(01:03:45 بله بيشتر بين ناف و زير ناف/ روي قلب هم ميتوني قرار بدهي{Yes, mostly on naval and under it/ you may put it on the heart too}

Friend(01:04:16 4 كيلو روي قلب اشكالي ندارد{4 Kg on the heart has no problem?}
Mohsen(01:05:34 شايد داشته باشه در حد تحمل بگذار و زود بردار/ براي قلب از وزنه 2-3 کيلو استفاده {It may, put it until you can bear it, and remove soon / for the heart you can use 2-3 Kg weight.}

Friend(01:06:20 وزنه قديم ورزشكارهاباشد اشكالي نداره. {If it is the old fashion weight-Lifting’s, no problem?}
Mohsen(01:06:46 نه/ لاي پارچه ضخيم بپيچ {No. Warp it in a thick cloth.}

Friend(01:06:45 يك سوال تاخودصبح كه بيدارميشوم اينوزنه بايد روي ان محل بماند {One question: this weight must stay there, until the morning, on the area?
Mohsen(01:07:00 نه وقت خواب بگذار کنار/ تا که خوابت ببره {No, when sleep, put it away/ UNTIL you fall sleep.}

Mohsen(01:07:20 اگر روي ناف خوابت ببره اشکالي نيست و بهتر هم هست {If you sleep while on your naval, it is ok, and it is even better.}
Friend(01:07:27 چه مدت زماني روي ان محل بماند {How long it shall remain on the spot?}

Mohsen(01:07:40 هرچه بيشتر بهتر/ در حد راحتي و نداشتن درد {The longer the better / until you are comfortable and have no pain.}

Mohsen(01:08:07 جن و آل ها را بده به سنگ و خداي سنگ را جذب خودت کن {Give your Jeneis and the Aals to the stone, and absorb the God of that stone into yourself!}

Friend(01:09:07 اقاي خاتمي ايا واقعا اين ها رامابا ذهنمان بوجود مي اوريم .اين نظر من درست است{Mr. Khatami, Do we really create these beings with our minds? Is my view right?}
Mohsen(01:09:49 ذهن نيرويي عجيب است ولي ذهن و غيرذهن ازهم جدا نيستند/ بدن و ذهن يکي هستند/ دو روي يک سکه {Mind is a strange force, but mind and no-mind are not separate / body and mind are the same thing/ two sides of the same coin.}

Friend(01:10:35 راجب اين موجودات بقول انها غيرارگانيك پرسيدم {I asked you about these so called “Non- Organic” Beings!}
Mohsen(01:11:01 آن ها هم هستند و جدا از ما نيستند/ {These Beings also exist and are NOT separate from us!}

Friend(01:11:25 مي گفتند خداوند قبل ازاينكه انسان راخلق كند اين موجودات رابراي محافظت ازكائنات وطبيعت افريد {They would say, “Before God created Man, He created these beings for protection of the Universe and the Nature!”}
Friend(01:12:00 من اين نظر اخرتان برايم مبهم است {Your last statement is important for me.}
Friend(01:13:00 يعني چي جداازمانيستند {What do you mean “They are NOT separated from us”?}

Mohsen(01:13:39 در واحد کل کيهاني از ما جدا نيستند ولي با شما کاري هم ميتونند نداشته باشند { They are NOT separate from us, in the scale of Whole Unified Cosmos, but they can leave you alone, TOO!}

Friend(01:15:00 منظورشما اين است كه بستگي به خود مادارد كه اين موجودات رادعوت بكنيم يانه {Do you mean that it is up to us to invite such beings, or not?

Friend(01:17:20 ايا اين ها را ماباتفكراتمان قوي نمي كنيم. مگر نه اينكه خداوند انسان رااشرف مخلوقات قرارداه وازروح خودش درمادميده پس چگونه يك موجود خيالي كه قابل رويت ولمس ندارد مي تواند به يك انسان كه خودش يك خدا مي باشد اسيبي برساند {Do we not make them stronger by our thoughts? Are we not The Highest Creature of God, and God had breathed into us from His OWN SOUL? So how come an imaginary being, who cannot be seen and touched, can hurt a Man, who is God himself?

Mohsen(01:17:51 بخاطر ضعف او {For his weakness}
Mohsen(01:17:59 روي همه تاثيرات يکسان ندارند {They have no equal effect on everyone.}

Friend(01:19:25 يعني من دريك زمينه از3 سالگي ضعف داشتم كه طبق گفته اساتيد اين كلاس ان هامن رابه بيماري فلج اطفال مبتلا كرده اند {Means, according to the masters in this class, They have given me Polio?!!
Mohsen(01:19:50 گفته هاي آن اساتيد را بشنو ولي باور نکن {Hear what they say, BUT do not believe them.}

Mohsen(01:20:06 آن ها استتيد دکان دار هستند {They are ‘masters who are shop-keepers’!}
Friend(01:20:15 يا اينكه من دران سن چه اسيبي به طبيعت رساندم كه به اين بيماري مبتلا شدم {Or, as a 3 year old child, What harm did I do to Nature that I shall deserve this disease?!}

Mohsen(01:21:05 گفتم اصلش را باور نکن/ آن ها ويروس را هم جن و پري مي دانند {Told you: do not believe the base of it! They see viruses as Jennies and fairies}

Friend(01:21:44 براي من هنوز مبهم است كه اين موجودات واقعا دراطراف بعضي ازما ادمها هستند وبطريقي ماراازار ميرسانند. {For me it is still vague that such beings are really around some people and they hurt us in some ways}

Friend(01:22:16 يااينكه مادرذهنمان به انها خوراك ميرسانيم {Or, it is we who feed them in our minds?}
Mohsen(01:25:29 هردو {BOTH}

Mohsen(01:26:02 وجودشان از شما نيست ولي تغذيه شان با شماست{Their existence is not FROM you, but their feeding is your job!}
Friend(01:26:13 اقاي خاتمي مي تونم ازتون خواهش كنم راجع به اين مسئله برايم واضح ترتوضيح دهيد

Friend(01:26:28 وجودشان ازكجاست {Mr. Khatami, would you please explain more clearly about this problem? Where is their being FROM?}

Mohsen(01:26:39 الان نميتونم/ توضيح فايده زيادي نداره/ تمرين را انجام بده/ همين الان هم ميتوني {Right now I cannot = (Had 2 guest at home at that time!) {Explanation is of not much use/ do the practice/ even right now you can do it.}
Friend(01:27:12 الان درمحل كارم هستم{Right now I am at work!}

Mohsen(01:26:58 وجود تمام موجودات از عدم است و عدم = خدا

{Beings of ALL beings is from NON-BEING and NonBeing =God

Friend(01:28:24 اقاي خاتمي اين مدت بخاطر اين مسئله خودم بتنهايي خيلي درد كشيدم
Friend(01:28:43 وهنوز هم نمي توانم بكلي اين مسئله رافراموش كنم
Friend(01:29:01 جرات اين كه به كسي هم بگويم ندارم{Mr. Khatami, during this time, I have suffered much, alone, and still I cannot forget it, I do not dare to tell it to anyone, either.}

Friend(01:29:27 عدم ؟{NON-BEING?}
Mohsen(01:29:50 بله عدم= نيستي / مبدا هستي = وجود {Yes: Non-being =Void = Origin of being = BEING

Friend(01:30:34 يعني نيستي = هستي {Means Being = Non-being?}
Mohsen(01:30:50 بله در نهايت چنين است {Yes, ULTIMATELY it is so.}

Friend(01:31:53 اقاي خاتمي كتابي رانمي شناسيد كه به من معرفي كنيد تااين مسئله برايم روشن شود{Mr. Khatami, Do you know a book, to make this clear?}
Mohsen(01:32:40 الان نه ولي مي پرسم و برات لينک ميذارم در نت هست{Not now, but I ask and leave link for you/ it is there, on the net.}

Friend(01:33:32 انها ميگفتند اين كه درسال 2 باربيماري بمدت 1 ماه به من حمله ميكند وگوشت كتف مرابصورت گزگزهاي شديد ازار ميدهد وسپس شروع به تحرير عضله ميشوم .كاران موجودات ميباشد {They used to say that “this disease will attack you twice a year and my right shoulder would hurt by intense tingling and then the muscle atrophy will set in….this is the work of those beings”!}

Mohsen(01:34:50 تحت تاثير اين گفته ها نباش و دل را به ياد خدا مشغول کن {Do not be affected by such sayings and make your heart busy with the remembrance of God.

Friend(01:35:46 ذهن فضولم نمي گذاردبي خيال اين مسئله شوم {My ‘nosy mind’ does not allow me to let go of this problem!}
Friend(01:36:02 دلم مي خواهد برايم اين موضوع كاملا بازشود{I like to completely grasp this subject.}

Mohsen(01:36:06 فضوليش را تغذيه نکن {Do not feed its ‘nose’!}
Mohsen(01:36:16 به موقعش ميشه ولي فعلا خودت را تقويت کن {IT WILL be clear, on its own time. YOU MAKE yourself strong, for the time being.

Mohsen(01:36:50 خودت را سرزنش نکن == انرژي هدر نده/ سنگ را روزي دو سااعت اقلا مصرف کن {Do NOT BLAME YOURSELF = Do not waste energy/ USE the stone, at least two hours a day.}
Friend(01:38:06 باشه چشم ازراهنمايي شما نهايت سپاسگزاري رادارم. به خدا توكل مي كنم وسعي مي كنم اين موضوع رافراموش كنم {OK, infinite gratitude for your guidance. I trust God and try to forget this subject.}

Friend(01:39:54 انشاالله خدا كمكم كند كه دوباره به حال خوب برسم {May God help me to regain my good mood.}

Mohsen(01:40:14 بله نقش خدا و خودت را در اين ميان دست کم نگير و هيچ نگران نباش/ خودش چاره ساز است {Yes, Do NOT under estimate the Role of God and yourself and do not worry at all.}
Mohsen(01:40:26 اگر بخواهي و نترسي حتما خواهي رسيد {IF you WANT and FEAR NOT, You will reach, DEFINITELY.}

Friend(01:40:35 شما رابه خداوند يكتا مي سپارم وروز خوبي رابرايتان ارزومندم {I leave you with the One God and wish you a good day.}
Mohsen(01:41:07 تشکر/ بزودي موفق خواهي شد/ نگرانش نباش {Thank you/ Soon you will succeed/ Do not worry about it.}

Mohsen(01:41:11 سنگ را درياب {Find/USE the stone}
Friend(01:42:03 ممنون وسپاسگزارم {Thank you and my gratitude

Leave a comment

Filed under Bilingual دوزبانه, Education, MyServices, MyWritings, NewsOfTheMagicHill, Psychology, نوشته هایم

INTERNATIONAL CENTER FOR CURE OF EMOTIONAL DISEASES

AUM
INTERNATIONAL CENTER FOR CURE OF EMOTIONAL DISEASES
(non-prophet organization)

invites all Individuals, Scientists, Educators, and Media professionals to
Actively participate in the establishment & management of ICCED.

URGENCY
The recent shameful act of Terror and Violence proved that fact there are still sick hearts &
diseased minds living in this village, who can create misery for themselves & for others,
And as long as the hatred and violence are wide spread,
there may be such merciless actions in future too.
Terrorism is an emotional disease & the only REAL cure for it, is “Love+ Wisdom.”

AIM
The center is dedicated to interact with suspects & potential terrorists and
seduce & persuade them to prefer Love & compassion, to Hatred & violence.
ICCED provides general multilingual information on
Emotions & Emotional Therapy Techniques (self-help &assisted) on an Interactive Basis,
for individuals and public, as well as carrying on specific projects designed for problem solving.

METHODOLOGY
As a pilot project, we may put the following nine basic questions
before the well-known, number-one suspect:
Who are you?
Where did you come from?
Where are you going?
What is life?
What is death?
How to reach paradise?
How to reach hell?
What do need?
What do you want?

Here, is where Media Professionals may help to transmit the question to “the suspect” &
demand for ANY answer.
If he chooses to answer, the answers we will analyzed &
follow up interaction will be designed accordingly.

This approach is much deep in the Emotional layer & needs scientific and technical expertise.
If he chooses not to answer, then he already proves himself to be a coward hypocrite &
deserves all the 24-hour suffering of the ego & his deeds.

Even then, by such positive wave of global attention & collective effort,
some of those “potential terrorists”____ who are looking up to him (as their “Guru!”)
may stop to think and feel the difference.

And many other people who are full of anger, envy, pride, prejudice, hatred, greed…
may stop & have a change in their energy –direction.

This way, nothing is lost & everything is gained.
The working procedures of ICCED are in fact a form of “therapeutic communication.”

ICCED needs support from all concerned individuals and groups
from scientific & technical communities around the globe
.

If you are willing to participate in establishment, management & utilization of the Center,
please Contact me and talk to me.

Also please fill that “participation form”, by email.

written , Sept.18.2001

after the black 9/11
Pune, India

Has ANYTHING changed since then?

Just spread to Europe

July.15. 2005

a week after another disaster!

Special Thanks to blogger and google for the links!

Leave a comment

Filed under Education, Information, MohsenKhatami, MyServices, MyWritings, Psychology

دعوت عام / “مركزبين المللي شفاي بيماري هاي عاطفي”

سلام هموطن آزاده
يك پيام مهرآميز براي تمام ايرانياني كه وحشت آفريني و خشونت را خوش نمي دارند.

خون با خون شسته نمي شود،
به آب خنك و زلال نياز است.

تنها شفاي مرض خشونت و وحشت آفريني معجوني از عشق و خرد است…….
مركزبين المللي شفاي بيماري هاي عاطفي”
از تمام افراد، دانشمندان، آموزشگران و ارباب رسانه هاي همگاني كه به
ريشه كني عفريت كينه و نفرت و كاشتن درخت دوستي و عشق مي انديشند
دعوت مي كند تا منابع موجود انرژي خود را براي رسيدن به هدف زير اهدا فرمايند.
هدف
پاكسازي عواطف منفي چون كينه، خشم، تعصب و خشونت و…..
از ضميرهاي خودآگاه/ناخودآگاه/فردي/جمعي انسان و تبديل اين انرژي ها به عواطف مثبت
.
ضرورت
حادثه اخير در دل يكي از پرجمعيت ترين شهرهاي دنيا اثبات كرد كه هنوز هم دل هاي مريض و ذهن هاي بيمار
در اين دنيا وجود دارند كه مي توانند براي خود و ديگران رنج و فاجعه بيافرينند.
همچنين تا زمانيكه نفرت و خشونت شايع و فراگير است اينگونه اعمال بي رحمانه احتمال تكرار دارد.
وحشت آفريني فقط يك بيماري است و بهترين راه برخورد با آن روش هاي علمي و فني است.
روش
به عنوان نمونه، مي توانيم نه پرسش اساسي زير را در برابر متهم شماره يك واقعه ي اخير قرار دهيم و از او بپرسيم:
تو كيستي؟
از كجا آمده اي؟
به كجا مي روي؟
زندگي چيست؟
مرگ چيست؟
راه بهشت كدام است؟
راه جهنم كدام است؟
چه نيازي داري؟
چه مي خواهي؟

اينجاست كه براي انتقال اين پرسش ها به کسانی که مورد اتهام هستند و در خفا زندگی می کنند

روزنامه نگاران و رسانه هاي همگاني
مي توانند ياري رسانند و پي گير پاسخ ها باشند.
اگر مخاطب پاسخ دهد، پاسخ ها مورد تحليل دقيق علمي و فني قرار مي گيرند
و براساس آن تحليل ها به واقعيت هاي تازه اي دست خواهيم يافت.
و اگر هم آگاهانه پاسخ ندهد كه فقط اثبات كرده ترسويي منافق بيش نيست
كه لياقت دارد پيوسته از نفس واداركننده اش در عذاب بماند.
ولي حتي در اين صورت هم برخي از “وحشت آفرينان بالقوه”
كه “مرادشان” را چنين مي بينند شايد بايستند و قدري تفاوت را احساس كنند.
و همچنين تعداد زيادي از مردم كه سرشار از خشم، رشك، غرور، تعصب، طمع و نفرت هستند
شايد تاملي كنند و چرخشي در جهت انرژي شان بدهند.
اينگونه، چيزي از دست نرفته و همه چيز به دست آمده است.
روش كار مركز در واقع شكلي از “ارتباطات شفابخش” است
كه از طريق پخش امواج و اطلاعات مثبت و مفيد در مورد هستي شناسي و عرفان،
عواطف مثبت و نهفته در فطرت انسان را يادآوري و تشويق مي كند.
اگر مايليد در تاسيس، مديريت و استفاده از خدمات اين مركزبا ما مشاركت و همكاري كنيد،
لطفاً تماس بگيريد و “فرم اشتراك” بخواهيد.
نوشته شده پس از یازده سپامبر سیاه
اینک/ اینجا جمعه 15 جولای 2005 !
آیا در این چند سال بشریت تغییری کرده است؟

Leave a comment

Filed under Education, FactScience, Information, MyServices, MyWritings, PersiaParseIran, Psychology, نوشته هایم, به زبان پارسی

YOU stay…. Rumi, Masnavi, 16


You stay, the purest. 16

Leave a comment

Filed under Education, Information, MolanaRumi, Photos, Poetry, Psychology