Category Archives: CommunicationMedia

from ‘interpersonal communication’ to ‘mass media’…

‘Lover’ word is censured in Iran, what a shame!

Funny or SAD ‘news’?
…..the following i just got from a friend in Iran, it says that the Iranian authorities had FILTERED (censured) the Farsi word ASHEGH = Lover !!! you cannot search such a word!1 what a shame!
عاشق نیز فیلتر شد
چهارشنبه , 28 دي 1384

کلمه ی “عاشق” نیز در ایران مورد لطف فیلترینگ قرار گرفت.

به گزارش سایت www.ict-center.ir، در پی فیلترینگ های اشتباه بسیار زیاد، کلمه ی “عاشق” نیز فیلتر شد.

وقتی یک کلمه فیلتر شود، دیگر قابل جستجو در اینترنت نیست و صفحاتی که اسم آنها شامل آن کلمه باشد، قابل نمایش نیستند.

البته “عاشق” به صورت فارسی فیلتر شده است. یعنی اگر در گوگل و یاهو بخواهید کلمه ی عاشق را جستجو کنید، به فیلتر بر می خورید.

واقعا باید دید منظور مخابرات و ISP ها از انجام این عمل چه بوده است ؟
آیا از نظر آنها عشق و عاشقی در اینترنت گناه و جرم است ؟
و یا عاشق هم جزو کلمات غیر اخلاقی و خلاف عفت محسوب می شود ؟

Advertisements

Leave a comment

Filed under CommunicationMedia, Education, FactScience, HumanRights, Information, MyServices, MyWritings

A new marrige in Baba’s family=ازدواجی جدید در خانواده ی مهربابا

<!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>15/02/2006<!–[if supportFields]><![endif]–> / <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>00:27<!–[if supportFields]><![endif]–>

peace on lovers…. Today at lunch there was a happy announcement: Monica and Art were engaged, or married! What a happy news. All got excited and congratulated them and we took some pictures. They brought sweets and all were happy. Two weeks ago also Ruhi and Mehdi got married under the tin-shed and we played their favourite music, with tanbur and daff, there. Getting married in Baba’s family is something else and I may write about it later.

سلام بر عاشقان عشق ….. امروز وقت نهار ناگهان ولوله ای درگرفت و همه شاد شدند: کسی اعلام کرد که مونیکا و آرت با هم ازدواج کرده اند…. ما بیرون نشسته بودیم و این زوج عزیز آمدند بیرون و همگی آن ها را در آغوش گرفتیم و بوسیدیم. به آنان گفتم که بدون شیرینی نمی شود و آرت رفت و مقداری شکلات عالی آورد برای همگی…… دو هفته پیش هم شاهد ازدواج ساده ی روحی جان با مهدی جان بودیم در بالای تپه/ از من و سید جان هم دعوت کرده بودند تا در این مراسم خودمانی شرکت کنیم و ما هم برایشان تنبور و دف نواخیتم که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتند زیرا آهنگ های مورد علاقه شان را بدون درخواست برایشان می زد سید جان.

ازدواج کردن در خانواده ی بایا عالمی دارد که شاید روزی بیشتر در موردش بنویسم.

Me and Bob actually talked about having a ‘service’ for single Baba-lovers to find their partner in His love and Service. I just may add this to ‘myservices’ blog. Why not? There are many single people in Baba’s family who may not find their ‘right’ partner-for-life, because they do not know each other well enough…. We will see…. No power and I better post this now and will post the pictures of today, if I receive them. Jay Baba<!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–> 00:34<!–[if supportFields]><![endif]–>

درواقع هفته ی پیش با برادر باب در این مورد حرف زدیم که جای یک سرویس زوج یابی در خانواده ی بابا خالی است و شاید خودم این رحمت (بله، زحمت نه، بلکه رحمت!) را بر عهده بگیرم تا افرادی را که مایل به یافتن زوج مناسب خودشان در این خانواده ی بشری هستند بتوانند از آن بهره ببرند. بزودی بیشتر به این کار می پردازم که خودم هم ذی نفع هستم و بدم نمیاد زوجی مناسب در خانواده ی بابا پیدا کنم. البته در اینجا و همه جا تمام کارها به دست خود کاپیتان اعظم است ولی بالاخره ما نیز سهمی داریم در انجام وظایف مطابق با خواست مهربابا. بهتر است این را بچسبانم تا برق اظطراری هم تمام نشده…. هووووووووووووووو بابا هوووووووووووووووووووووووو

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', BabaMedia, Bilingual دوزبانه, Education, Information, MyServices, MyWritings, Psychology, نوشته هایم, به زبان پارسی

more pictures of 37th Amartithi =عکس های فراوان از 37مین جشن سالگشت مهربابا

Jay Baba to ALL lovers…… last night brother Homyar Mystry, the professional photographer, told me that his pictures are available in ambppct.org……… will post a few and leave the link here for those who want to see what is happening around here…..سلام بر تمامی عاشقان/ دیشب برادر هومیار به من گفت که تمام عکس هایش در سایت زیر هست و آدرسش را داد تا برای کسانی که می خواهند بدانند در اینجا چه می گذرد بگذارم تا خودشان ببینند. در اینجا چند تا عکس را می چسبانم و باقی را می توانید در اینجا ببینید last night was so sleepy but waited until 9 pm to see the Magic Show….. then home and slept long hours, making up for the previous night!

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', CommunicationMedia, Information, MeherBaba, MyServices, MyWritings

A feed back for this blog=یکیازبازخوردهابرایاینبلاگ

Jay Baba lovers! It is <!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>28/01/2006<!–[if supportFields]><![endif]–> / <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>05:53<!–[if supportFields]><![endif]–> and am about to go out for the morning darshan, expecting many more new faces and changes in the scene. The ground up the Hill was even different last night from last morning. Work is going on continuously.
Found the following message from a sister in UK, who is on my messenger list. She studies Persian language too. (edited her ID a bit!) Heard from an Irani Babalover that this weblog is ‘good’ and ‘many people read it’!
have not started a PR-campaign for advertising for it yet.
No time for such project yet. Just hope it is known by ‘friend’s recommendation’ for now.

Here is Elaine feed back for this blog:

Elaine… (1/28/2006 01:13:11 ق.ظ): thank you i loved your page

Elaine… (1/28/2006 01:13:35 ق.ظ): was good reading, very stright, but also witty, i like it.

Elaine …. (1/28/2006 01:13:48 ق.ظ): booooooooos va baghal bashe
Just a point to remember that my native language is NOT English
and there are sometime gramatical and other mistakes is the English
(and of course, Persian!) writings, which i appreciate ‘editing and correction’

سلام بر عاشقان عشق و عاشقی

حدود ساعت شش صبح است و تقریباٌ آماده هستم برای رفتن برای دیدار صبحگاهی با معشوق الهی. محوطه ی اطراف بارگاه بابا حتماٌ بازهم تغیر کرده از دیشب. دیشب با دیروز صبح که خیلی تفاوت داشت. همه چیز برای هجوم جمعیت آماده شده و هنوز هم کارهایی باقی مانده تا چندروز آینده و آخرین روز ژانویه = سالگشت بابا. از یکی از برادران ایرانی بابا-دوست شنیدم که این وبلاگ خواننده زیاد دارد که خودم نمیدانم! شاید ولی هنوز هیچ فعالیت روابط عمومی برای تبلیغ آن انجام نداده ام زیرا وقتش نیست و امیدوارم از طریق توصیه ی دوستان این اخبارعاشقانه پخش شود. پیام سبز بالا را همین حالا از یکی از دوستان اینترنتی در یاهو پیامبر دریافت کردم. خانمی است در لندن که به فرهنگ پارسی علاقه دارد و زبان فارسی قدری می داند و گاهی پیامی محبت آمیز ردو بدل می شود…….. دیشب برای دیدار دوستان به سالن غذاخوری رفتم و چهره های جدید ایرانی و غیرایرانی هم بودند و کلی گپ زدم با تعدادی و قدری هم با دوست بسیار عزیزم سوفیای معصوم بازی کردم. یک فیلم در مورد بابا هم نشان دادند که برای اولین بار می دیدم/ مراسم دیدار عموم با مهربابا در پونا در 1965 (وقتی چهارده ساله بودم!) چه عظمتی و چه جمعیتی و چه شور و حالی بود آن زمان ها….. یکی از بهترین فیلم هایی بود که تا به حال از مهربابا دیدم. کاش به فارسی هم موجود بود برای ایرانیانی که نمی دانند مهربابا کیست و چیست!

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', Attitude, Bilingual دوزبانه, CommunicationMedia, Information, MyWritings, NewsOfTheMagicHill, نوشته هایم, به زبان پارسی

“مردان بیفایده هستند” =Men are useless!

<!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>27/01/2006<!–[if supportFields]><![endif]–>/ <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>22:29<!–[if supportFields]><![endif]–>

سلام بر عاشقان/ … بازهم باوجی با همان شمایل شیخ عرب و دستار قرمز و لباس عربی به همراه مکس و اعضای تیم وارد شدند و با چای و بوسه ها و در آغوش کشیدن های فراوان شروع شد. چهره های جدید….. یک آواز دسته جمعی شاد خواندیم که با دف همراهی کردم و قدری هم رقصیدیم با نوای شاد آن که برای مهربابا خوانده شد…. سوال امروز این بود که “چرا مهربابا پس از مدتی زندگی کردن با حلقه ی یاران نزدیک مرد خود، زندگی با زنان ماندلی را انتخاب کرد؟” البته پاسخ در کتاب ها هست ولی باوجی شوخ طبع با این جمله آغاز سخن کرد که “مردان بیفایده هستند” = Men are useless!

Peace onto the Lovers/ Again Bhauji appeared as an Arab Amir (in Red headwear and white dress!) …..New faces…. Began with a happy song for Baba, which I played daff and danced a bit…..The question was “Why Baba chose to live with women mandali?” and Bhauji, as simple and straight and with his humor, started his talk by “Men are useless!…” and then he went on to the many stories with Baba and the night that he decided to commit suicide because of Baba! And how in the morning he forgot his decision! Many amazing stories he narrates from Baba which are truly the proof of Baba’s divine presence and his own love and devotion for Baba. I thanked him again for his ‘silence command’ and told him that ‘we all needed it’!

No words except SALAM with the Irani group. This morning I wrote on the board, in Farsi, = “Good news! Silence until AFTER the ceremony. Hope for the effectiveness of our daily repentance (including me!)This ‘cultural difference’ is better be cleared and dissolved HERE. No way to escape! Be Happy!” and put it in few places where they could read.

Evening prayer was fine and a new Indian couple sang a very nice song for Baba and the lady was playing on the harmonium and they both sang very beautifully. While I was keeping the rhythm with them, Najoo whispered in my ears that this couple were once the rulers (Raja, Rani) of a certain region in India, Punjab I think!

این مرد نازنین و بزرگوار هر هفته داستان های زیبایی از زندگی خودش با مهربابا تعریف می کند که واقعاٌ شگفت انگیز هستند این ماجراها. اول اینکه معجزات بابا را نشان می دهند و دوم عشق و ارادت خالصانه ی خودش را به مرشدش مهربابا بازگو می کنند.

مثلا امروز در مورد سختگیری های فراوان بابا می گفت (بله، مهربابا با اینکه به مهربانی و شفقت و رحمت مشهور است در عین حال با نزدیکان خودش بسیار بسیار بسیار سختگیر و گاهی ظاهراٌ بی رحمانه رفتار می کرده) که یک شب تصمیم می گیرد از دست بابا و سختگیری هایش خودش را بکشد و صبح که نوبت نگهبانی اش تمام می شود و می خواهد برود تا تصمیمش را عملی کند، کل ماجرا را از یاد می برد و می رود و می خوابد و پس از خواب تازه یاد تصمیم قاطع دیشب خود می افتد! که این هم از معجزات بابا بوده که نگذاشته به یادش بیفتد! مقدار کار فکری و روشنفکرانه ای را که این مرد انجام داده هیچکس در خانواده ی مهربابا انجام نداده است (20 کتاب مختلف) و نوشتن سرگذشت مهربابا در 6000 صفحه شاهکارش است که امیدوارم روزی یکی یا بیشتر از ؟ جلد این مجموعه ی بینظیر را ترجمه کنم. قلب مهربان و توان فکری بالا و پشتکاری که این مرد دارد واقعاٌ بی نظیر است و هنوز هم با این سن و بیماری های مختلف جسمانی که دارد به کارهای اداری این مجموعه رسیدگی می کند و حتی د رمواقع لزوم و در موارد اضطراری در امور “روابط بین فردی” هم، به عاشق شیدایی چون بنده توصیه ی “سکوت” می فرماید! امروز بازهم حضوری ازش تشکر کردم بخاطر این توصیه و گفتم که “همگی به آن نیاز داشتیم!” (امروز صبح پیام تشکر را توسط “ملکه ی جهانی” فرستاده بودم!)

با گروه ایرانی هیچ سخنی بجز “سلام” نداشتم. امروز صبح روی تابلوی سفیدم نوشتم :”خبر خوب. سکوت تا بعد از مراسم. به امید تاثیر توبه های روزانه __ شامل خودم! این اختلاف فرهنگی بهتر است همینجا محلول و روشن شود. راه فراری نیست. شاد باش/ زنده باد بابا” و تابلو را در جاهایی گذاشتم که بتوانند بخوانند! ارتباط بدون کلام ولی موثر!

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', Attitude, CommunicationMedia, Education, Ego, Information, MyServices, MyWritings, NewsOfTheMagicHill, نوشته هایم, به زبان پارسی, خبرهای مهرآباد خدا

‘Why you fear me?’…

<!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>10:06<!–[if supportFields]><![endif]–> / <!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>26/01/2006<!–[if supportFields]><![endif]–>

what ‘exactly’ happened, from my ‘lenses’.

Our eyes act as ‘cameras’ for us and the only difference is in the ‘colour of the lenses’!

Before the ‘show’, I informed a few whom I thought they have NO IDEA of what is happening among Iranis here, about the ‘interactive show’!
Wore my clown plastic ‘lips’ (good to keep silence!

Actually you ‘cannot’ talk ordinary way, the teeth keep it in place!),
just to make it VISIBLE that it IS a SHOW!

When no other ‘medium’ works to solve this old ‘archetypal difference’, we pray to our Compassionate Baba to bring loving brotherhood and sisterhood among Iranians themselves and with others, as well.

Even I asked our beloved Theatre teacher, from NY, to support me, if needed!

Heard a very vulgar abuse from a brother as he said and passed!

(had to call the office to report such a thing, because I feel the poor heart is so weak that if I just say anything to him, he might get an ‘attack’ in his heart, OR might attack and kill me!! (so much is the ‘volume’ of that negative emotion called hatred!)
and we do not want this to happen here at this time!

Had my cup of tea and wrote the following on my ‘communication board’ =

why you fear me?

why you resent and hate me?
Best honest answer gets a prize

روی تخته ی ارتباطات سفیدم نوشتم :

چرا از من می ترسی؟

چرا از من بیزاری و نفرت داری؟

بهترین پاسخ صادقانه یک جایزه می گیرد.

و جایزه را به چند نفر و همه نشان دادم = دو تخم مرغ کوچک از کریستال کوارتز شفاف

ولی ظاهراٌ هیچکس نمی خواست پاسخی بدهد!

عجب!

And I showed them the prize: 2 small egg shaped Quarts crystals with the red velvet bag. But apparently no one wanted it! Wonderful!

Then when I asked the brother who wanted to give time for Baba, before my second print, ………… <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>10:55<!–[if supportFields]><![endif]–> am…. minutes ago Bhauji called and very lovingly asked me to keep silent for the time being and bow down to Baba’s feet. How this man is loving and caring keeping us together. I accepted and hereby I stop any verbal reaction/response to those whom might try again to hurt me! I shall NOT react verbally, until AFTER the Amarthiti celebration, yet use my ‘human right’ to communicate via my special while board, ___ bought for such times!

What a blessing from our beloved chairman. He compassionately saved us much energy for now, to be wisely used for the AFTER mid-Feb.,……… since this is NOT a ‘personal’ contact or argument! Really! It is a very TYPICAL archetypal collective issue,
arisen here and now!
So if we can use the golden opportunity, we can be free Many Unwanted sanskaras, forced on us for ages.
If herenow we cannot see and ‘break the wheel’, then WHEN?
Later? Ok. But as we say, “in good deeds, there is no place for ‘estekhare’! (consulting with the scripture!) So why wait and suffer endlessly, we can wake up right here and right now!

For those who are eager to hear the rest of the story, I might write it here, JUST FOR THE SAKE OF THE RECORD. Jay Baba….

ALL comments from those involved and those who ‘watch’ the show

are appreciated. Jay Baba and Jay His lovers

دقایقی قبل تلفنی از باوجی عزیز داشتم که بسیار با لطف و مهربانی و متانت
از من خواستند تا آخر مراسم سالگشت بابا سکوت اختیار کنم
و سرتعظیم فرود آورم در پای بابا.
گفتم “شنیدم و اطاعت کردم.” و برای همین تا آخر مراسم از هرگونه واکنش زبانی با حمله کنندگان احتمالی پرهیز خواهم کرد و فقط حق انسانی خود را برای ارتباط گرفتن __ از طریق تخته ی سفیدی که برای چنین روزهایی تهیه کرده ام ___ محفوظ می دارم.

برای کسانی که می خواهند باقی داستان را بشنوند شاید در موقعی دیگر آن را بازگو کنم فقط برای ثبت در نامه ی اعمال الکترونیکی! زنده باد مهربابا و عاشقانش

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', Attitude, Bilingual دوزبانه, CommunicationMedia, Education, Ego, Information, MohsenKhatami, MyServices, MyWritings, NewsOfTheMagicHill, Psychology

holocaust demonstrations in Europian cities تظاهرات سالگشت واقعه ی نسل کشی در شهرهای اروپا

این را امروز در صندوق پستی خود یافتم از طریق یک گروه یاهو که حتماٌ اخبار آن بزودی از رسانه ها اعلام می شود. جهت انعکاس اینترنتی عرضه شد.!
Below i found in my mailbox this morning and you may see it in the news soon… publish it here for IRR= internet-reflective-response!

holocaust demonstrations in European cities تظاهرات سالگشت واقعه ی نسل کشی در شهرهای اروپا

باسلام

فدراسیون دانشجویان مدافع صلح و حقوق بشر همگام با جامعه جهانی در سالگرد هولوکاست در عمده شهرهای اروپا اقدام به تجمع و راهپیمایی می نماید شهرهایی که تا بدین لحظه قطعی شده است عبارتند از


پاریس
لندن
پراگ
هامبورگ
کپنهاک
آنکارا
کیف
دالاس

بروکسل
باکو
استانبول
ژنو
لوزان
از تمامی ایرانیان و دانشجویان مقیم شهرهای فوق دعوت می نمایم در حمایت از محکومیت این نسل کشی تاریخی و همچنین ابراز انزجار از سخنان محمود احمدی نژاد با حضور فعالانه خویش ما را یاری نمائید .
با سپاس
دبیرخانه فئراسیون

Leave a comment

Filed under Attitude, Bilingual دوزبانه, CommunicationMedia, FactScience, Information, IntellectualSkills, MyServices, Places, Psychology, متفرقه, نوشته هایم, به زبان پارسی, خبرهای ایران

بیانیه کانون نویسندگان ایران(درمیهن)

بیانیه کانون نویسندگان ایران(درمیهن)

درباره بازداشت کارکنان شرکت واحد

مردم شريف و آزاده ی ايران

در نخستين ساعات بامداد روز پنچشنبه اول دی ماه ، اعضای هيات مديره سنديكای كارگران شركت واحد به دستور دادستان تهران در منزلشان در ساعتی معين ، بی هيچ اخطار قبلی ، بطور جداگانه و ناگهانی در وضعيتی كاملا نامناسب از ميان خانواده هايشان بيرون كشيده شده و بازداشت شدند. چنانكه می دانيد اين اعضاء چند ماه پيش در دفتر سنديكای خود از سوی يك جريان شناخته و حمايت شده شديدا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و شماری از آنان چاقو خوردند و زبان يكی از ايشان توسط مهاجمان بريده شد. اين اعضاء سنديكا در حالی كه منتظر دريافت نتيجه شكايت خود از مهاجمان از سوی دستگاه قضايی كشور بودند، بجای آن با اين بازداشت ناگهانی روبرو شدند.

مردم شريف و مسئو ل ايران

كانون نويسندگان ايران به حكم شرافت و آزادی انديشه و بيان و به پاس مسئوليت قلم در برابر حقوق فردی و اجتماعی ، پيش از اين نيز آزار اعضای سنديكا را محكوم و با آنان هم‌دردی كرده بود. اكنون بار ديگر شاهد همان برخوردهای ضد انسانی با ستم ديدگان هستيم . اين گونه رفتارهای ضدآزادی و سركوب‌های حساب شده و حذفی عليه حق تشكل و آزادی بيان در كشور ما، با هيچ يك از موازين انسانی سازگاری ندارد ، ما را نيز همانند ديگر تشكل های آزاد و مستقل به شدت نگران كرده است.

كانون نويسندگان ايران ضمن فراخواندن هم دلی ها و هم كاری های مردم و تشكل های مستقل و آزاد و كارگری در ايران و جهان برای نجات جان اين فعالان سنديكايی و دفاع از حقوق ايشان برای داشتن تشكل مستقل ، هرگونه بازداشت و برخورد با فعالان كارگری و تشكل ها را محكوم می كند و خواهان آزادی فوری و ادامه فعاليت و حق آزادی بيان ايشان است .

كانون نويسندگان ايران

دوم / دی / هشتاد و چهار

بازتکثير از کانون نويسندگان ايران (در تبعيد)

Leave a comment

Filed under CommunicationMedia, Education, HumanRights, Information, MyServices, PersiaParseIran, متفرقه, به زبان پارسی

که عشق آسان نمود اول، ولی..حافظ می فرماید:.. …As Hafiz says, “Loving appears easy at the beginning, but…..”

<!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>02/01/2006<!–[if supportFields]><![endif]–>, <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>10:47<!–[if supportFields]><![endif]–>

مدت ها بود که در فکر ایجاد یک ایستگاه خبری در مورد عشق و عاشقی بوده ام زیرا که خبرهای دیگر همگی در جهت مخالف نفرت و نفرین کردن است/ محتوای اخبار معمولی چیزی جز نفرت پراکنی و دروغ

تزویر و ریا = سیاست + اقتصاد نیست.

As Beloved Hafez says, …Loving appears easy at the beginning, but…..”

For a long time I had the wish to make a ‘news station’ on love and loving. Usual ‘news’ are ALL in the opposite direction of hate and hating. The content of ‘conventional news’ is nothing but broadcasting hatred and lies and hypocrisy = politics + economics. So the need is here to make a ‘counter effect’ by spreading love and loving, to reach to some ‘balance’, AT LEAST for those who still care for opposing the hatred and are caring for loving!

پس نیازی ضروری هست برای پراکندن عشق و عاشقی برای رسیدن به نوعی “تعادل” که امید دارم این وبلاگ پاسخگوی بخشی از این نیاز باشد __ دست کم برای آنان که هنوز مقابله با نفرت را جزو “رموزعاشقی” می دانند.

عشق است

Leave a comment

Filed under Bilingual دوزبانه, CommunicationMedia, Education, Information, IntellectualSkills, MyWritings, Psychology, نوشته هایم, به زبان پارسی

Happy Sunday

سلام/ یکشنبه ی شما با توانایی و خوشی!
راستی صحبت از توانایی شد: تجربه ی خود من این بوده است که احساس ناتوانی و ضعف یکی از اساسی ترین و شاید هم اساسی ترین سبب افسردگی باشد. وقتی که ناتوان بودم بسیار افسرده بودم. شکر که گذشت
ولی الان که احساس می کنم که توانم سبب “تسکین” می شود، بسیار سپاسگزارم از بابا که لطفش را همیشه شامل حال من داشته است.پیام زیر را امروز صبح از خواهر عزیزی از مراکش داشتم که مربی یوگا و… است به هماره داستانی زیبا از الهامات معجزه گون مهربابا که اگر بشود آن را در آینده خواهم نوشت: ترجمه ی بخش مربوط آن نامه چنین است:”خبررساندن از خودت و مهرآباد را ادامه بده، بسیار تسکین بخش است! با مهر، سرعت خداوند را نگه دار اودیل”

Peace to all lovers…. Happy Sunday with Potency and cheerfulness!
talking about ‘potentiality’, my own experience has been that whenever i have felt ‘weak’ and ‘unable’ (to do what i like to do!), i felt depressed. Thanks to Baba that i am busy now, doing what i like, NOT depressed anymore!
This morning ad a letter from a sister from Moroco, telling a wonderful story of Baba’s grace on one of her stydents. hope i cna tell it here, someday. Receiving fine feedback, like what i got with her letter, following, is always encouraging and delighting.

HOW can i keep pace with His SPEED?, will run my best…….

“Keep on giving me news about yourSELF & about Meherabad,
it is very soothing! with Metta Keep God’s speed ODILE”

So now i post the Sunday Law here, wishing i can change the format of this blog, so the cyclic/periodic texts like the following is separate from the daily posts.
Jay Baba, in His presence and Grace

Sunday :Law of Absolute Potentiality

Getting in-touch with the field of pure potentiality.

The seed is within.

Be silent, just be.

Silent Sitting : twice a day, minimum 30 minutes

To commune with nature:

watching the wonderful intelligence within every living being.

Use all senses to feel the field where is The Source of ALL fields:

Pure Potentiality.

Receive Your Own Creativity from The Source.

Be non-judgmental:

start the day by saying:

“Today, I Shall judge nothing that occurs.”

I remind myself of the above reminder, many times during the day .”

An essence from : “The Seven Spiritual Laws of Success:

A Practical Guide to the Fulfilment of Your Dreams”

By Dr. Deepak Chopra

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', Attitude, CommunicationMedia, Education, Information, IntellectualSkills, MyServices, MyWritings, NewsOfTheMagicHill, نوشته هایم, به زبان پارسی, خبرهای مهرآباد خدا