Category Archives: متفرقه

مطالب پراکنده و متفرقه، ولی مفید!

کافه شیشه پونا دوسال پیشShisha cafe Pune

20120522-000402.jpg

Advertisements

4 Comments

Filed under MyWritings, Photos, Places, متفرقه

ِچند عکس از مهرآباد و…♡ Few Photos in Meherabad & ….♡

Leave a comment

Filed under MyWritings, Photos, Places, مهربابا, متفرقه

A-Z of success الفبای موفقیت

This A to Z list for a successful life was received by email from a friend and the reference is this:http://www.dadpey.com/
الفبای موفقیت
الف اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج جسارت برای ادامه زیستن
چ چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح حق شناسی برای تزکیه نفس
خ خود داری برای تمرین استقامت
د دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ ذکر گوئی برای اخلاص عمل
ر رضایت مندی برای احساس شعف
ز زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها
س سخاوت برای گشایش کارها
ش شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص صداقت برای بقای دوستی
ض ضمانت برای پایبندی به عهد
ط طاقت برای تحمل شکست
ظ ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ غیرت برای بقای انسانیت
ف فداکاری برای قلبهای دردمند
ق قدرشناسی برای گفتن نا گفته های دل
ک کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ گذشت برای پالایش احساس
ل لیاقت برای تحقق امید ها
م محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و واقع گرایی برای دست یابی به کنه هستی
ه هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

Leave a comment

Filed under Education, FactScience, Information, MyServices, Psychology, متفرقه, به زبان پارسی

Albert Einstein, God and Satan

a real stroy of Albert when he was a school boy about Satan, NOT BEING authentic, only the ABSENCE OF GOD.
آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:”بله او خلق کرد”
استاد پرسید: “آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟”شاگرد پاسخ داد: “بله, آقا”
استاد گفت: “اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است”شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد.
استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: “استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟”استاد پاسخ داد: “البته”
شاگرد ایستاد و پرسید: “استاد, سرما وجود دارد؟”استاد پاسخ داد: “این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ ” شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: “در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد.
“شاگرد ادامه داد: “استاد تاریکی وجود دارد؟”استاد پاسخ داد: “البته که وجود دارد”
شاگرد گفت: “دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟
تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد.”در آخر مرد جوان از استاد پرسید: “آقا, شیطان وجود دارد؟”زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: “البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست.”
و آن شاگرد پاسخ داد: “شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتنflower
thanks to afsaneh kazemi <afsan_kz2003@yahoo.com

Leave a comment

Filed under Attitude, Education, Information, IntellectualSkills, MyServices, Psychology, Spirituality, متفرقه, به زبان پارسی

Humanity MUST prevail

the following i just found in my inbox, since it is about HUMAN RIGHT of self-expression, will post it here for a change, for Farsi readers. Hope i am not ‘accused’ of being a “Bahaee’! But who cares, i visted their temple in Delhi 2 months ago and it was a delight! Jay Baba

انسانیست باید محقق شود.

سالهاست که دراین مملکت انسانها به جرم اندیشه محکوم میشوند. ربطی هم به جمهوری اسلامی ندارد. آیین قبیله است. ریشه اش بیشتر در فرهنگ است تا سیاست. اما وسعتش وقتی دیده میشود که میرسد به روابط کلان اجتماعی. عمریست قاعده دراین مرز و بوم حذف مستقیم دیگران است . فقط حلقه ی این “دیگران” درهر دوره از گردن عده ای به گردن گروهی دیگر افتاده.

درميان آنها که مدام “دیگران” بوده اند ، چه درزمان قاجار، چه درزمان پهلوی و چه امروزـ البته با شدت و ضعف درنوسان ـ بهائیان، شاگرد اول شده اند. محرومیت از تحصیل دانشگاهی ، محرومیت از ثبت ازدواج در اسناد رسمی ایران ، محرومیت از دریافت حقوق بازنشستگی ، حتی محرومیت از داشتن عنوانی به نام بازنشستگی علیرغم سنوات کار، محرومیت ازداشتن حق بیمه ،محرومیت از داشتن سنگ قبر، اعدام های فراوان، شکنجه وحبس های بی دلیل، حبس اموال، تخریب مکانهای مقدس و ممنوعیت خروج از کشورو آزارهایی از این دست ـ که چند موردش بعد از اصلاحات کم رنگ و یا حل شد و باقیش همچنان به قوت خودش باقیست ـ از جمله مواردیست که باور کردنش در قرن ۲۱ کمی سخت است اما به شدت واقعیست. و تمام اینها تاوان همان “جور دیگر اندیشیدن” است و قصه ی” قبیله و دشمن”. متاسفانه ترس از آنچه که هرگز ندانسته ایم چیست، فضا را برای اعمال این حذف خشن آماده تر میکند.

گاهی فکر میکنم این ندانستن بر میگردد به اینکه به شدت ایرانیست. شاید اگر مبداش به هند یا چین یا بیافرا بر میگشت کمی ساده تر نگاهش میکردیم .هنوزهم ما، بهائیان را به عنوان پیروان “بهائی گری” میشناسیم. هنوز هم به دلیل نظم اداری این آیین، باور میکنیم که اینها وابسته اند به تشکیلات مخوف فراماسونری. هنوز هم فکر میکنیم که کار، کارانگلیس ها ست و کتاب های قطوری هم برای اثبات این فرضیه ها در بغلمان گذاشته اند. هنوز هم خیلی ها فکر میکنند که اميرعباس هویدا بهائی بوده . هنوز هم قصه ها هست ازآن کلید ها که در محفل های این جماعت رد و بدل میشود. و قصه های ازدواج با محارم… و خلاصه هر چه که غرور ملتی را جریحه دار میکند تا آنها را محکوم کند و من حذف کننده را تایید. ونمی دانیم که آنها هنوزهم زندانی میشوند و هیچکس نمیتواند خبری از وضع سلامتشان به بیرون برساند یا ازشان دفاع کند.

اینکه من چه باوری دارم، دین دارم یا حتی خداپرست هم نیستم ، اصلن مهم نیست. حتی اینکه آیا به آنچه ادعای باورش را داشته ام یا به باورش شهرت پیدا کرده ام ، مخلص بوده ام یا نه. حتی اینکه آنچه جماعتی عاشقانه برایش جان میدهند به زعم من یا دیگری اسمش دین است یا فرقه یا هیچ، این هم مهم نیست.

من اما به عنوان یک انسان درد میکشم وقتی انسان دیگری تنها به جرم اندیشه ی” دیگر” در هر کجای تاریخ یا جغرافیای هستی محکوم باشد. چه زینب ،چه مسیح ، چه حلاج ، چه گالیله، چه ژاندارک، چه ماندلا، چه طاهره ، چه واسلاو هاول، چه اکبر گنجی و چه آنها که بعدها نامشان خواهد ماند

محمد میر

Leave a comment

Filed under Attitude, Education, MyServices, PersiaParseIran, Politicians, Psychology, متفرقه, به زبان پارسی

A ‘warning’ ….. =هشداری برای ستمگران

سلام/ پیام زیر را الان از طریق ساراجان در یاهو دریافت کردم که فکر می کنم ترجمه ی آن به انگلیسی برای تعداد قلیلی که به من و خودشان رحم نمی کنند لازم و ضروری باشد.
Peace. the following i received in my Yahoo Messenger tonight .
i feel its translation in English is relevant for those who have no mercy on me and on themselves (the ‘higher self’ i mean, not the false one!) Jay Baba

sara_…. (2/3/2006 11:57:07 ب.ظ): پرهيز از ستمكارى ايـاك و الظلـم من لايجـد عليك نـاصــرا الا الله عزوجل. (تحف العقول,ص 251.)
بـرحذر بـاشيـد از ستـم كـردن به كسـى كه يـاورى جز خـداوند عزوجل ندارد
.

Avoid oppressing one who has no friend
but The Glorious Almighty the Highest.

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', Education, Ego, Information, MyWritings, متفرقه, به زبان پارسی

شجاعتی که زندگی را تغییر می دهد

سلام: متن زیر را الان در صندوق پستی ام یافتم از گروه نیک اندیشان. اگر خواستید عضو شوید لینک می دهم.
امیدوارم زندگی اش کنیم.
the following is about ‘courage’ from “Success” magazine, Iran. Thanks to all…. Jay Baba
5:54 am

شجاعتی که زندگی شما را تغییر می دهد

جراحاتی که هنگام تمرین شجاعت به دست می آورید هرگز نمی گذارند احساس حقارت کنید .
(باتیستا)
…. شجاعت چیست ؟ به طور ساده شجاعت کار بر روی چیزی است که ما دوست داریم انجام دهیم علی رغم هر گونه ترسی که ممکن است داشته باشیم یا شجاعت همان نادیده گرفتن نگرانی هاست . انتخاب درست عمل کردن است دنبال کردن رویاهایمان انسان موفق بودن و باز کردن راه برای دیگران . شجاعت زندگی را تغییر می دهد . روزی که شما شروع به حقیر شمردن ترس و نگرانی هایتان کرده و در عوض شجاعانه رفتار کنید

زندگی شما تغییر خواهد کرد . بر خلاف گذشته آزادانه پرواز خواهید کرد و به آنچه که فقط در رویا می دیدید جامه ی عمل خواهید پوشاند . به رویاهایتان حیات خواهید بخشید و یک انسان با شخصیت متمایز خواهید شد .
علاوه بر آن زندگی دیگران را نیز تغییر خواهید داد . مردم شجاع بقیه را به دنبال خود می کشانند . …
در اینجا نکاتی برای شجاعانه عمل کردن وجود دارد <!– D([“mb”,”
بدانید که چه می خواهید . شجاعت مانند یک انتخاب است . ار شما قصد دارید شجاعانه رفتار کنید نیاز دارید که بدانید انتخاب درست کدام است . از رویا و دیدگاه خود مطمئن باشید . نگران نباشید . نگرانی فکر کردن در مورد تمام بدی های ممکن\n است آیا این طور نیست؟ شجاعت فقط فکر کردن به تمام ممکن ها و سپس کار کردن روی آنهاست ….

احتمالا مونعی وجود خواهد داشت اما باید یک را را برکزید و قاطعانه عمل کرد .
عمل کنید : هیچ جایگزینی برای قدم اول وجود ندارد . آیا می دانید چه می خواهید ؟ آیا به امکانات فکر کرده اید ؟ آیا به وظایف خود عمل می کنید ؟ پس منتظر چه هستید؟ قدم اول همان برداشتن قدم اول است و عمل کردن .
.
مترجم : معصومه هدایتی
“,1] ); //–>
بدانید که چه می خواهید . شجاعت مانند یک انتخاب است . ار شما قصد دارید شجاعانه رفتار کنید نیاز دارید که بدانید انتخاب درست کدام است . از رویا و دیدگاه خود مطمئن باشید . نگران نباشید . نگرانی فکر کردن در مورد تمام بدی های ممکن است آیا این طور نیست؟ شجاعت فقط فکر کردن به تمام ممکن ها و سپس کار کردن روی آنهاست ….

احتمالا مونعی وجود خواهد داشت اما باید یک را را برکزید و قاطعانه عمل کرد .
عمل کنید : هیچ جایگزینی برای قدم اول وجود ندارد . آیا می دانید چه می خواهید ؟ آیا به امکانات فکر کرده اید ؟ آیا به وظایف خود عمل می کنید ؟ پس منتظر چه هستید؟ قدم اول همان برداشتن قدم اول است و عمل کردن .
.
مترجم : معصومه هدایتی
<!– D([“mb”,” مجله ی موفقیت نیمه دوم دی 84

\n\t\t


Yahoo! Autos. Looking for a sweet ride? Get pricing, reviews, & more on new and used cars.\n\n\n\n

\n\nBa dorod bar Shoma Nik Andishan baraye didane
\n
\nin email be sorate farsi lotfan az yeki az do
\nrah e zir estefade konin:
\n
\n1-Right clik>Encoding>More>Unicode (UTF-8)
\n2-Right clik>Encoding>More>Arabic (windows)
\nEmail e yahoogorooh e AndisheyNik: AndisheyeNik@yahoogroups.com
\nweblog e NikAndishan : http://weblog.nikandishan.org/
\nShagerd va Amoozgar e ham bashiM va Shad
\n
\nلطفن فقط مطالب مفيد به اين ياهو گروه ارسال کنيد
\n
\nلطفن مرامنامه اين ياهو گروه را مطالعه کنيد
\n

\n\n\n\n\n \n\n\n\n
\n

\n


\n YAHOO! GROUPS LINKS\n

\n
\n

1 Comment

Filed under Attitude, Education, Ego, Information, IntellectualSkills, MyServices, Psychology, متفرقه, به زبان پارسی

holocaust demonstrations in Europian cities تظاهرات سالگشت واقعه ی نسل کشی در شهرهای اروپا

این را امروز در صندوق پستی خود یافتم از طریق یک گروه یاهو که حتماٌ اخبار آن بزودی از رسانه ها اعلام می شود. جهت انعکاس اینترنتی عرضه شد.!
Below i found in my mailbox this morning and you may see it in the news soon… publish it here for IRR= internet-reflective-response!

holocaust demonstrations in European cities تظاهرات سالگشت واقعه ی نسل کشی در شهرهای اروپا

باسلام

فدراسیون دانشجویان مدافع صلح و حقوق بشر همگام با جامعه جهانی در سالگرد هولوکاست در عمده شهرهای اروپا اقدام به تجمع و راهپیمایی می نماید شهرهایی که تا بدین لحظه قطعی شده است عبارتند از


پاریس
لندن
پراگ
هامبورگ
کپنهاک
آنکارا
کیف
دالاس

بروکسل
باکو
استانبول
ژنو
لوزان
از تمامی ایرانیان و دانشجویان مقیم شهرهای فوق دعوت می نمایم در حمایت از محکومیت این نسل کشی تاریخی و همچنین ابراز انزجار از سخنان محمود احمدی نژاد با حضور فعالانه خویش ما را یاری نمائید .
با سپاس
دبیرخانه فئراسیون

Leave a comment

Filed under Attitude, Bilingual دوزبانه, CommunicationMedia, FactScience, Information, IntellectualSkills, MyServices, Places, Psychology, متفرقه, نوشته هایم, به زبان پارسی, خبرهای ایران

In Truth, we all have 4 wives in our lives=درحقیقت ما همگی چهار همسر داریم

سلام بر عزیزان/ این متن انگلیسی را همین امشب از گروه نیک اندیشان یاهو دریافت کردم که بلافاصله ترجمه اش کردم

A True symbolic story

یک داستان نمادین و آموزنده برای همه

There was a rich King who had 4 wives.

روزگاری شاهی بود که چهار همسر داشت.

He loved the 4th wife the most and adorned her with rich robes and treated her to the finest of delicacies. He gave her nothing but the best.

او عاشق همسر چهارمش بود و او را با گران ترین پوشاک می آراست
و بهترین خوراک ها را به او می داد.

He also loved the 3rd wife very much and was always showing her off to neighbouring kingdoms. However, he feared that one day
she would leave him for another.
او همسر سومش را خیلی دوست داشت و همواره او را به سایر ممالک همسایه نشان می داد. با این وجود می ترسید که روزی او را برای دیگری ترک کند.
He also loved his 2nd wife. She was his confidante and was always kind, considerate and patient with him. Whenever the King faced a problem, he could confide in her to help him get through the difficult times.
او همچنین عاشق همسر دومش بود. او امینش بود و همیشه با وی مهربان، با توجه و صبور بود. هرگاه شاه با مشکلی روبه رو می شد،

می توانست به او اطمینان کند که در گذر دوران سختی به او کمک می کند.

The King’s 1st wife was a very loyal partner and had made great contributions in maintaining his wealth and kingdom. However, he did not love the first wife and although she loved him deeply, he hardly took notice of her.
همسر اول شاه شریکی بسیار وفادار بود و در نگهداری از اموال و حفظ پادشاهی او سهم بزرگی داشت. بااین وجود، او همسر اولش را دوست نداشت و درحالیکه او عمیقاٌ عاشق وی بود، اعتنایی به او نمی کرد.

One day, the King fell ill and he knew his time was short.
یک روز شاه احساس کسالت کرد و فهمید که عمرش به سر آمده است.
He thought of his luxurious life and pondered, “I now have 4 wives with me, but when I die, I’ll be all alone.
به یاد همسر آراسته اش افتاد و فکر کرد، “من حالا چهار همسر دارم ولی وقتی بمیرم، تنها خواهم بود.”

Thus, he asked the 4th wife, “I have loved you the most, endowed you with the finest clothing and showered great care over you.
Now that I’m dying, will you follow me and keep me company?”
پس از همسر چهارمش پرسید، “من تو را از همه بیشتر دوست داشته ام و با بهترین لباس ها را به تو هدیه داده ام و ا زتو مراقبت بسیار کرده ام. حالا که وقت مرگم رسیده است، آیا مرا دنبال می کنی و با من همنشین خواهی بود؟”
“No way!” replied the 4th wife and she walked away
without another word.

همسر چهارم گفت، “به هیچ وجه!” و بدون هیچ حرفی دور شد.
Her answer cut like a sharp knife right into his heart.
این پاسخ قلب او را مانند تیغی تیز درید.
The sad King then asked the 3rd wife, “I have loved you all my life.
Now that I’m dying, will you follow me and keep me company?”
شاه غمگین سپس از سومین همسرش سوال کرد، “من تمام زندگیم عاشق تو بوده ام. حالا که می میرم، آیا مرا دنبال می کنی و با من همنشین خواهی بود؟”
“No!” replied the 3rd wife. “Life is too good!
When you die, I’m going to remarry!”
سومین همسر پاسخ داد، “نه!”
His heart sank and turned cold.
قلب شاه درهم شکست و به سردی گرایید.
He then asked the 2nd wife, “I have always turned to you for help and you’ve always been there for me. When I die,
will you follow me and keep me company?”
سپس ازدومین همسرش پرسید، “من همیشه برای کمک به تو روی آورده ام و تو همیشه مرا پشتیبانی کرده ای. وقتی من بمیرم، آیا مرا دنبال می کنی و همنشین من خواهی بود؟”
“I’m sorry, I can’t help you out this time!” replied the 2nd wife. “At the very most, I can only send you to your grave.”
دومین همسر پاسخ داد، “متاسفم، این بار نمی توانم به تو کمک کنم! بهترین کاری که می توانم برایت بکنم این است که تو را به گورت بفرستم.”
Her answer came like a bolt of thunder and the King was devastated.
این پاسخ مانند آذرخشی بود و شاه را درمانده ساخت.

سپس ندایی صدا کرد
Then a voice called out:

“I’ll leave with you and follow you no matter where you go.”
The King looked up and there was his first wife. She was so skinny,
she suffered from malnutrition.
“من با تو خواهم آمد و هرکجا بروی تو را دنبال خواهم کرد.” شاه نگاهی به بالا انداخت و همسر اول خودش را دید. بسیار لاغر و نحیف شده بود و از کم غذایی رنج می برد.

Greatly grieved, the King said, “I should have taken much better care of you when I had the chance!”
پادشاه با اندوه فراوان گفت، “وقتی که فرصتش را داشتم باید از تو بهتر مراقبت می کردم.”

In Truth, we all have 4 wives in our lives

در حقیقت همه ی ما در زندگی چهار همسر داریم:
Our 4th wife is our body. No matter how much time and effort we lavish in making it look good, it’ll leave us when we die.
چهارمین همسرمان بدن ما است. هرچقدر برای پروراندن و آراستن آن تلاش کنیم تا خوب جلوه کند، وقتی بمیرم ما را ترک خواهد گفت.
Our 3rd wife is our possessions, status and wealth.
When we die, it will all go to others.
سومین همسر ما دارایی های ما است و مقام و ثروت. وقتی ما بمیریم به دیگران خواهد رسید.
Our 2nd wife is our
friends. No matter how much they have been there for us, the furthest they can stay by us is up to the grave.
دومین همسر ما دوستانمان هستند. مهم نیست چقدر پشتیبان ما باشند. دورترین جایی که با ما می آیند تا سر قبر است!

AND
And our 1st wife is our Parents ,often neglected in pursuit of wealth, power and pleasures of the ego.
و نخستین همسر ما والدین ما هستند که غالباٌ در تلاش برای کسب ثروت،
قدرت و لذات نفسانی از آن ها غافل می مانیم.

However, our Parents are the only thing that will follow us
and guide
wherever we go.
بااین وجود، والدین تنها کسانی هستند که ما را دنبال و هدایت خواهند کرد، هرکجا که برویم.
So Love them at ur best
….. They need and Love you most !!!
You are their greatest gift.

پس تا میتوانی به آن ها عشق بده. آن ها بیش از همه چیز به شما و عشق تو نیاز دارند.
برای آنان وجود خودت بهترین هدیه است.

Leave a comment

Filed under Attitude, Bilingual دوزبانه, Education, Ego, Information, IntellectualSkills, MyServices, MyTranslations, Psychology, متفرقه, به زبان پارسی, ترجمه هایم

wonderful trip in Maharashtra = سفر شگفت انگیز

<!–[if supportFields]> DATE \@ "dd/MM/yyyy" <![endif]–>11/01/2006<!–[if supportFields]><![endif]–>/ <!–[if supportFields]> TIME \@ "HH:mm" <![endif]–>22:06<!–[if supportFields]><![endif]–>

بله سفری بسیار شگفت انگیز و عالی بود. . یک گروه 11 نفری بودیم که صبح زود راه افتادیم و در راه چندین بار در مکانهایی که مهربابا اقامت داشته در طول سفرهایش نگه داشتیم . راهنمای مطلع و عزیزمان برادر بیف که 12 سال است در اینجا زندگی می کند و اهل کالیفرنیا است برایمان داستان مربوطه را می گفت گفت که بابا در این مکان چه فرمودند و چه کردند. داستان هایش ثبت است و امیدوارم روزی بتوانم آن ها ترجمه کنم. بازگوکردنشان بطور اجمالی و سرسری هم انصاف و صلاح نیست….قبل از ظهر به غارهای سنگی مشهور الورا رسیدیم که نسبتاٌ شلوغ بود و توریست هندی و غربی زیاد آمده بودند. روی یک محوطه ی بسیار وسیع کوهستانی سه غار عظیم سنگی حفر شده که دو طبقه و بیشتر هستند و پر از مجسمه های خدایان باستانی هند و فیل ها و…./ داستان راماچاندارا در ماهاباراتا و داستان کریشنا و آرجونا در باگوادگیتا با مجسمه در طول دیوارهای دو طرف یکی از غارها ثبت شده است. یک مجسمه ی عظیم از بودا در اولین غار بود که سقفی سنگی و بسیار بلند داشت و صدا می پیچید و در آنجا دسته جمعی یک دعای بابا را خواندیم.

دربازگشت از بارگاه حضرت گیسودراز بنده نواز دیدن کردیم (بار اول با خانواده ی جیمز به اینجا آمده بودم و درست در بالای غارهای سه گانه قرار دارد) و از آنجا کوره راهی را بالا رفتیم و به یک غار طبیعی رسیدیم که بسیار باستانی بود و تازگی رنگ سفید شده بود ولی تارعنکبوت و دوده هم داشت در سقف و دیوارها. می گویند حضرت شیردی سایی بابا متولد 1840 در همین غار به وصال حق مشرف شد و سپس در روستای شیردی که در همین نزدیکی ها است ساکن شد. از آنجا هم به بارگاه حضرا زرزری زربخش رفتیم و سلامی عرض شد. اینجا شاید تنها مکانی در دنیا باشد که در آن حضرات مسلمان و هندو باهم در صلح و آرامش نسبی زندگی می کنند . امروز در سر راه غارها با شگفتی زیاد در یک قبرستان مخصوص مسیحیان وارد شدیم که بابا از آنجا دیدارداشته و در آن یک شیخ مسلمان ذفن شده بود با رسوم و آیین اسلامی در هند. و مسیحیانی را دیدم که به مزار این شیوخ صوفی احترام می گذاشتند. خیلی جالب است. به این منطقه در کل می گویند “دشت مقدسین” واسم با مسمایی است چون پر از مسجد و معبد و کلیسا است. عکس ها را هروقت دریافت کردم برایتان خواهم زد! تا دیداری دیگر……… عشق است……………

Yes, a truly wonderful trip. In many respects.the most important is this feeling of compassion and friendliness developing between us (the group members in the two trips). Learned many things listening to them. Our guide, dear brother Bif, was ‘the best’, because he had been with Iraj, on the same route and had listened to his tapes as well, about the places Meher baba stayed during his trips to special places. This area in Maharashtra state is said to have the largest numbers of temples and mosques in the whole India and maybe the whole world. It is called The Valley of the Saints, so many shrines and holy places of holy men. From Sai baba to Meher baba, to Upansi Maharaj….to Hazarat Gisuderaz Bande Navaz, ….. to Hazrat Zarzari Zarbakhsh…… you name them….. Below it are the 3 gigantic stone caves of Ellora.

Just magnificent. Highly artistic and spiritual….

The most amazing scene was a grave shrine of a Sufi buried INSIDE a Christian grave yard! Baba has been in seclusion in that cemetery. And the quality of the ENERGY in those caves and SPECIALLY inside SAI BABA’s cave! Wow……….

Leave a comment

Filed under Arts, BharataIndia, Bilingual دوزبانه, Education, Information, MyWritings, متفرقه, نوشته هایم, به زبان پارسی