خنده والاترين پديده ي روحاني: اشو

باگوان عزيز:
خنديدن با شما تجربه اي بس زيبا، پاك و رهاكننده اي است.
ظرف چند ثانيه تمامي سنگيني ها و افكار را مي زدايد.
مي خواهم با شما اين طريق را، درحال رقص، خندان و خندان طي كنم.
آن چيست كه در شما مي خندد؟
در ما چه چيزي مي خندد و مايل است كه بخندد؟
تفاوت بين خنده ي يك بودا و خنده ي يك مريد در چيست؟

اين تنها جايي است كه تفاوتي وجود ندارد.
براي همين است كه خنده والاترين پديده ي روحاني است:
كيفيت خنده ي مرشد و مريد دقيقاً يكي است، همان ارزش را دارد. ابداً تفاوتي وجود ندارد.
در هرچيز ديگر تفاوت وجود دارد: مريد، مريد است، درحال آموختن است
و در تاريكي دست و پا مي زند.
مرشد پر از نور است، تمام دست و پا زدن ها متوقف شده است،
بنابراين هر عمل اين دو، باهم تفاوت خواهد داشت.
ولي چه در تاريكي باشي و چه در نور تمام، خنده مي تواند به تو بپيوندد.
تاريكي نمي تواند خنده را منحرف كند، نمي تواند آن را آلوده سازد و نه نور مي تواند
آن را غني تر سازد.
به نظر من، خنده والاترين كيفيت روحاني است، جايي كه جاهل و عارف با هم ديدار مي كنند.
و اگر يك سنتa tradition بسيار جدي باشد، و مريد و مرشد هرگز نخندند، اين به آن معني است كه در آن سنت، هيچ امكان ديدار وجود ندارد، يك خط جدايي وجود دارد.
يكي از پيشكش هاي من به مذهب، يك احساس شوخ طبيعي است كه در هيچ مذهب ديگري وجود ندارد.
و يكي از اظهارات اساسي در مورد آن اين است كه مي گويم خنده والاترين كيفيت روحاني است.
دنيايي بس عجيب است. همين چند روز پيش، دادگاهي در آلمان به نوعي به نفع من و عليه دولت راي داده است، ولي به نوعي ديگر آن قاضي نمي توانسته رويكرد مرا به زندگي درك كند. دولت سعي داشت ثابت كند كه من انساني مذهبي نيستم، زيرا خود من گفته ام كه مذهب مرده است، خودم گفته ام كه من مردي جدي نيستم!
و قاضي گفته، “آن گفته ها در يك كنفرانس خبري اظهار شده، نمي تواند جدي گرفته شود!
و ما آن فضايي را كه او اين جملات را در آن گفته نمي دانيم. بايد از كتاب هاي نوشته شده اش جملاتي را بياوريد. من او را انساني مذهبي مي دانم و آموزش هاي او را يك مذهب مي دانم. وهرچه او مي گويد، هركاري كه مي كند، كاري جدي است.”
باوجودي كه ما دعوا را برديم، نه آن قاضي توانست بفهمد و نه دولت.
من جداً غيرجدي هستم، ولي اين وراي ادراك دادگاه ها است. من يك مذهبي غيرمذهبي هستم، ولي قرار نيست دادگاه ها كوآن هاkoans را درك كنند. دولت فكر مي كرد كه با اشاره به اين نكته كه من گفته ام مردي جدي نيستم، همين كافي است و ثابت مي كند كه من انساني غيرمذهبي هستم، زيرا تمام انسان هاي مذهبي، جدي هستند.
نيمي از اين درست است: تاكنون تمام مردم مذهبي غيرجدي بوده اند. و به سبب همين جدي بودن آنان است كه بشريت دچار تحول نشده است. اگر تمام انسان هاي مذهبي، به عوض اينكه فقط
در مورد باورها حرف بزنند و چيزهايي را به بحث بكشانند كه قابل اثبات نيست،
فقط مي خنديدند…. اگر گوتام بودا و كنفوسيوس و لائوتزو و موسي و زرتشت و مسيح …..همگي مي توانستند گردهم آيند و بخندند، معرفت انساني جهشي كوانتومي مي كرد.
جدي بودن آنان بر قلب بشريت سنگيني مي كند.
خنده در مردم توليد گناه مي كند: وقتي كه مي خندي، احساس مي كني خطايي مرتكب شده اي.
خنده در سالن سينما خوب است، ولي نه در كليسا.
در كليسا، تو تقريباً وارد قبرستاني مي شوي كه مسيح بيچاره هنوز روي صليب آويزان است. بيست قرن… مي توانيد اينك او را پايين بياوريد.
يهوديان او را فقط براي شش ساعت به صليب كشيدند، و مسيحيان بيست قرن است كه او را
به صليب بسته اند. و با ديدن آن مرد بر روي صليب، خنديدن كاري دشوار است!
تمام مذاهب خنديدن را دشوار كرده اند.
حس شوخ طبيعي توسط هيچ مذهبي به عنوان يك كيفيت مذهبي تشخيص داده نشده است.
من خنده را برترين كيفيت روحاني اعلام مي كند. و اگر ما بتوانيم در هر سال، براي يك ساعت، تاريخي مشخص و زماني مشخص را تعيين كنيم كه در آن، تمام دنيا بخندد،
فكر مي كنم كمك كند تا تاريكي، خشونت و حماقت ها ازبين بروند __ زيرا خنده تنها ويژگي انساني است كه هيچ حيوان ديگري آن را ندارد.
هيچ حيواني قادر به خنديدن نيست، و هرگاه اين مذاهب فردي را يك قديس سازند، او همچون يك حيوان مي شود، خنده را ازدست مي دهد. او از نردبان تكامل سقوط مي كند و به بالاتر صعود نمي كند.
خنده يك زيبايي چندين بعدي دارد: مي تواند تو را آسوده سازد، مي تواند ناگهان به تو احساس سبكي بدهد، مي تواند بار دنيا را از تو بگيرد، ولي تجربه اي زيباست. مي تواند همه چيز را در زندگيت عوض كند. همان لمس كردن خنده مي تواند زندگيت را چيزي با ارزش براي زندگي كردن سازد، چيزي كه براي آن شاكر باشي.
بنابراين ، تاجايي كه به خنده مربوط مي شود، مريد و مرشد فقط در آن نقطه با هم ديدار
مي كنند. براي همين است كه چنين تازه كننده و جوان كننده است.

اوشو : انتقال چراغ

Leave a comment

Filed under Education, Ego, FactScience, Information, IntellectualSkills, MyTranslations, Ontology, Osho, Politicians, Psychology, اشو ..., به زبان پارسی, ترجمه هایم

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s