اشو: هشیاری و عشق. فقط آنگاه حلقه ی زندگی کامل می گردد

“… آنچه می گویی مطلقاٌ درست است، ” هشیاری قایقی است که فرد را به ساحل دیگر می رساند و … عشق پلی است برای بازگشت __ پلی که دو ساحل رودخانه ی زندگی را به هم می پیوندد.”
این جمله ای بسیارمهم است. این به اصطلاح قدیسان شما فقط نیمی از راه را رفته اند. شاید قدری استحکام یافته باشند و قدری هشیار باشند، ولی آنان قادر نیستند با بارشی از عشق به ساحل قدیم بازگردند. قدیسی که بدون عشق باشد فقط نیمی رشد یافته است.
عاشقی که چیزی از هشیاری نمی داند نیز فقط نیمه دل زندگی کرده است. قدیسان شما عشق را سرکوب کرده اند و عاشقان شما، هشیاری را. من مایلم شما هردو باشید : هشیاری و عشق. فقط آنگاه حلقه ی زندگی کامل می گردد.
زوربا عشق است، بودا هشیاری است. و وقتی شما زوربا-بودا باشید، به والاترین اوج ممکن در هستی دست یافته اید.
ولی متاسفانه انسان برای قرن هاست که تقسیم شده زندگی کرده است. زورباها فکر می کنند که با بوداها مخالف هستند و بوداها می پندارند که با زورباها مخالف هستند. و به دلیل این مفهوم مخالفت: زوربا، بودای خودش را سرکوب می کند. او در عشق خودش، در آواز و در رقص خودش زیباست __ ولی هشیاری او هیچ است. بودا، زوربای خودش را سرکوب کرده است: هشیاری او بسیار شفاف است، ولی بسیار خشک. شهدی در آن جاری نیست، مانند کویر است، جایی که گل سرخی نمی روید، جایی که سبزینه ای یافت نمی شود.
یک بودا بدون زوربا فقط یک کویر است.
من از هر دو سو مورد سرزنش هستم: کمونیست ها، سوسیالیست ها و سایر انواع ماده گرایان مرا محکوم می کنند زیرا در مورد رشد روحانی، هشیاری و اشراق سخن می گویم. به نظر آنان انسان فقط بدن است و باید همچون یک بدن زندگی کند. و من از سوی دیگر مورد سرزنش هستم، از سوی بوداییان، زیرا من ماده گرایی را وارد روحانیت آنان کرده ام و روحانیت خالص آنان را آلوده ساخته ام!
سفیر سریلانکا در آمریکا برای من نامه ای نوشته: “شما رستوران ها و دیسکوهای خودتان را زوربا بوداZorba the Buddha می خوانید. این احساسات بوداییان را در سراسر دنیا آزرده می سازد__ بنابراین مایلم که در آن تجدید نظر کنید و نام را تغییر بدهید. زوربا نباید با بودا متصل شود.”
برایش نامه ای نوشتم: “فقط مسئله ی رستوران های من نیست که چنین خوانده می شوند. من سرگرم خلق انسان های زنده ای هستم که زوربا بودا هستند. تمام تلاش زندگی من، تمام هدیه ی من به بشریت این است که زوربا را با بودا دست به دست هم بدهم که در یک دیسکو بتوانند برقصند.”
هردو محروم هستند: زوربا زندگی ناهشیارانه دارد و بودا بدون عشق زندگی می کند. ملاقات این دو انسان تمام را خلق می کند __ و انسان تمام تنها انسان مقدس است.
گزیده ای از کتاب “روح عصیانگر” سخنان اوشو در فوریه 1987

Leave a comment

Filed under Education, Ego, FactScience, Information, MyTranslations, Osho, Psychology, اشو ..., به زبان پارسی, ترجمه هایم

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s