Monthly Archives: December 2006

Did you know ? =آیا می دانستید؟

سلام/ این را امروز دریافت کردم از عزیزی در پونا….. شاید مثل بنده این ها را نمی دانسته اید و اگر هم می دانسته اید یک یادآوری
است… تحقیق و تایید مطالب با خودتان است و نه بنده!!!!!نوش جان
Jay Baba, received the following this morning from a dear one in pune…. might already know it, or…. i translate it anyway, for those who have not come across such things! Enjoy it! Verification of the statements is YOUR job, not mine!!!!!

ميدانيد كه: كوكا كولا در اصل سبز رنگ است!!
Did you know that CocaCola is GREEN originally?!
عمومي ترين نام جهان محمد است!!
The most common name in the world is Mohammad.
اسم قاره ها با همان حرفي كه آغاز ميشود پايان ميابد!!
Names of continents start and end with the same letter.
شما نميتوانيد با حبس نفستان خود كشي كنيد!!
You cannot commit suicide by holding your breath.
محال است آرنج دستتان را بليسيد!!
It is impossible to lick your own elbow!
وقتي عطسه ميكنيد مردم به شما عافيت باش ميگويند چون قلب شما به مدت يك ميليونيم ثانيه ميايستد!!
When you sneeze and people say “God bless you”,
is because your heart stops for 1/1000’000 of a second!
خوكها به دليل فيزيك بدني قادر به ديدن آسمان نيستند!!
Pigs cannot see the sky due to their body structure.
فندك قبل از كبريت اختراع شد ”
Lighter was invented before matches!

Leave a comment

Filed under Education, FactScience

“God! Why Me?” = خدایا! چرا من؟

سلام/ چون این سوال نفسانی “چرا من؟ خدا!” را زیاد از دوستان عزیز می شنوم، مطلب زیر را که نازی جان لطف کرده و امروز فرستاد برایتان می زنم تا ببینید که دیگران چگونه برخورد می کنند با مسائل اساسی زندگی = بیماری، مرگ …زنده باد مهربابا…

Jay Baba, this is about the tennis champion Arthur Ashe, who by wrong blood transfusion caught AIDS, and was so cool to NOT complain to God, “why me?”…. A question i hear A LOT, from various people, who resist the Will of God, by asking this egotistical question! Thanks to Nazi, who sent it this morning…..

آرتو اشي (Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دينا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟» آرتور در پاسخش نوشت :
در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال … و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امرز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

Leave a comment

Filed under Education, FactScience, MyServices, Psychology

َA message from Upanishad on God & Fearپیامی در مورد خداوند و رهایی از ترس

Jay Baba…. this message from Upanishad, was just found in my “Baba-talk” email…. since it talks about the HEART, God, consciousness, AND freedom from FEAR, i like to use/translate it here ….
متن زیر از یکی از کتاب های باستانی اوپانیشاد است که امروز عصر آن را توسط ایمیل از گروه مهربابا دریافت کردم. چون سخن از دل ، خداوند و رهایی از ترس دارد میخواهم آن را ترجمه کنم و در اینجا برای عزیزان بیاورم. شاید که مفید باشد

The Self is hidden in the lotus of the heart.
آن خود در نیلوفر دل نهان است
Those who see themselves in all the creatures
آنان که خویش را در تمامی موجودات می بینند
go day by day into the world of Brahman hidden in the heart.
همه روز به دنیای خداوند که در دل نهفته است می روند.
Established in peace, they rise above body consciousness
to the supreme light of the Self.
آنان در آشتی و صلح مستقر گشته و به ورای بدن-آگاهی، به نور والای خویش عروج می کنند
Immortal, free from fear, this Self is Brahman, called the True.
این خود، که نامیرا و رها از ترس است، این خداوند است، که حق خوانده می شود.
Beyond the mortal and the immortal, he binds both worlds together.
او که ورای فنا و بقا است، او دو دنیا را به هم وصل می کند
Those who know this live day after day in heaven in this very life.
آنان که این را می دانند، همه روز، در همین زندگی، در بهشت به سر می برند.

چاندوگیا اوپانیشاد
ترجمه ی انگلیسی از اکنات ایشواران

Chandogya Upanishad
From The Upanishads
translated by Eknath Easwaran

Leave a comment

Filed under BharataIndia, Education, MeherBaba, Ontology, Spirituality

2007 and Iranian people suffering by the stupid ones!

The cartton is posted above!!!

Jay Baba all… Merry His birthday…..wonderful times here in Meherabad, in various aspects…..Thanks to The Captain……wish had more time to write more….. the following is a post i HAD TO WRITE, about my other blog (NewTune4NewMan) (someone is posting there, not me!) and before that, i post this cartoon which is very FRESH, for the season….. As i read the news, 2007 will be a ‘tough’ time for Iranians in Iran, the sanctions will make people suffer MORE than now….This cartoon expresses how some ‘stupid’ people can make others suffer….
Jay Baba

who is posting here?

Jay Baba, PLEASE! i did not post the previous post EITHER!!! Strange, even when i changed the password, still SOMEONE out there can post into this blog, WITHOUT my permission and consent! Please do not do so!
Thank you!

Leave a comment

Filed under Education, HumanRights, Humor, MyServices, MyWritings, PersiaParseIran

نابغه درون خود را رها کن = on Limitations

Jay Baba, Following is an article about animal/human behavior, on The Limitations (How the mind accepts/rejects them) for Persian speaking readers (for a change!)….

نابغه درون خود را رها کنيد

حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند

ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد

فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند

دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم مي توانيد بر خود غلبه کنيد است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .

ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست.

Leave a comment

Filed under Education, MyServices, Psychology, به زبان پارسی

View from the balcony

taken with the mobile, sitting in the balcony, top floor, in Baba’s 9-Star Center in South Delhi…. what wonderful days/evenings…..Aug-sept 2006 Posted by Picasa

1 Comment

Filed under MeherBaba, Photos

In the rikshaw, on the way to train station, Delhi, Sept.05.2006

Jay Baba, taken with my mobile phone…. last day in Delhi, going HOME = Here….. Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', MeherBaba, Photos

with Katayun Ji, Mandali hall, meherazad, Dec.10.2006

Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under 'MeherBaba-lovers', MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos

mohsen in Hostle A, Meherabad Oct 2006

Posted by Picasa

Leave a comment

Filed under MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos

Virginia’s 90th Birthday, Oct.2006, New dining Hall, MPR

Leave a comment

Filed under MagicHill, MeherBaba, NewsOfTheMagicHill, Photos